تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
كرد و اسباب معالى الامور از آن مهيّا تواند داشت . و اين شخص با ديگرى قدرى از تركهء او هزينه كرده بود و قطع مسافت كرد تا به پدر كافردل مواصلت و ملاقات جست و آنچه داشت صرّه‌اى به مهر جماعتى از شهود متديّن پيش پدر آورد . و جزاى اين هر دو شخص آن بود كه ايشان را در شكنجه و چوب كشيد و بانواع عذاب تعذيب كرد و بخيانتى كه از آن برىء السّاحه بود متّهم مىگردانيد و مطالبت مىنمود تا هر آنچه ايشان را بود از ملك بستد ، تا خون در رگ حالشان نگذاشت ، و بعد از آن دام دستان و مكر بر راه مرغ جانشان گسترد تا مردم را صورت اين حال معلوم نشود و پردهء عواقب دريده نگردد و صورت اعجوبهء تلبيس او از محجوبهء خاتمه بيرون نيايد ، و اگر نه آن بودى كه آن هر دو شخص التجا و اعتصام بجوانب اركان دولت كردندى و دست اضطرار در دامن جاه هر بزرگى زدندى اين نيز منصوبه ببردى . و ميراث پسر از مستحقّان ممنوع كرد و سياط مطالبت بر وكلاء او مىراند و هر يك را مىرنجانيد تا بعد از آن با عورتى ضعيفه كه او را بود پرداخت : درمانده‌اى در حجاب از بىشوهرى سالها در خانه بمانده و هر خاطب كه در اوقات او را خطبه كردى ببهانه‌اى او را جواب دادى بخلاف حكم خداى ، و بر آن تجاسر مىنمودى تا مستحقّ آن مىبود كه مردم روزگار خاصّ و عامّ زبان در دين مدخولش و فعل مخذولش مىنهادند . فى الجمله چاكران پسر را و دختر ضعيفه را از لباس يسار برهنه گذاشت و از مال نو و كهن معرّا گردانيد ، و بريشان ببقايا كه پسر متوفّى رحمه اللّه و روّى صداه و قبّح أباه بر ضياع عمّال كه در تصرّف او بود بيرون آورده بود و در تحت استغلال و ضمان عمّال و مزارعانش بود و هيچ كس را از آنان كه وقتى از بهر سلامى در پيش پسرش رفتندى از دست رها نكرد كه نه او را بجرمى و جنايتى موسوم گردانيد و رقم بهانه برو كشيد و منصوبهء دغل و حيل با او راست كرد و سبع
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 463 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني