تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
بغايت ميدان جهد رسيدى ، از انوار بيان و آثار بنانش بسى اعجوبه يادگار ماندى كه رشحات گلاب را بوقت تصعيد و تنك و تاب انبيق بى قدر و قيمت كردى ، امّا چنان كه چشم اعتبار بگشود ، عقاب عقاب [ 1 ] اجل طوطى شكرخاى روحش را از هواى نشو و نما بربود و مويه كنان بزرگوارى [ 2 ] برخاستندى و بر وى مىگريستند و من از ميان ايشان واله دل خون مىگريستم و بدين بيت گريان مىبودم :
قد كان لى فى رأيه و دهائه * اشراط صدق أن يموت سريعا « 1 »
و وقتى اتّفاق افتاد كه ميان من و آن نوجوان مرحوم در مجلس انس يكى از اركان دولت سلطان يمين الدّوله مجالستى و مخالطتى افتاد و هر دو با يك ديگر اقفال احوال روزگار بكليد مقال بگشاديم ، و از ميان حاضران دم علوم مىزديم و ياد مسرّات و هموم مىكرديم ، و بإنشاد ابيات و اشعار كه در كرم و لؤم مرويست مشغول مىبوديم ، راست چون مجلس انس چون دل عشّاق گرم شد و سورت شراب در عروق و شرايين مىخوارگان اثر كرد آن جوان مرد چشم خويش را در درياى اشك غريق كرد ، كه شراب خالص را از دل عاقلان غمگن آشكار كند و در آمد و نفثة المصدور از جفاء پدر كه با او كرده بود با من در ميان نهاد و بثّ الشّكوى آغاز كرد ، و تقرير آنچه بر آن نشو يافته بود از خدمت ادب و استغنا از عظام النّسب بعصام النّفس مىكرد بطاعت دارى پدر و بيرون آمدن بامر و نهى او ، كه چون در عنفوان شباب از روى رشد و سداد طريقت مالك زمام حال خويش شد و بتدبير معاش و توفير نعمت و تصرّف در اسباب منفرد گشت از پدر نااهل مدد خواستى باعانتى از
هامش
[ 1 ] - كلمهء عقاب در نسخه اعراب ندارد و ظاهرا به كسر اول است جمع عقبه يعنى گردنه‌ها [ 2 ] - شايد : بسوگوارى . ( 1 ) قد كان . . . : كاردانى و هشياريى كه او داشت نشانه‌هاى درستى بود براى من كه وى زود مىميرد .