عقد بزرگان افاضل و صاحب سخنان نيايد ، اقتراح آن بزرگ مقبول داشت و آن را ترجمه كرد و نظم سخن عتبى و اغراض و مقاصد او هيچ طرح نكرد و فرونگذاشت ، و در سخن اطنابى و اشباعى زيادت از آن بجاى آورد ، و داد آن كلمات بداد و طريق استعارات در عبارات و خردهكارى و وصّافى و مغالطات لفظى و تبديل هر كلمهاى ، همه از ابكار فكر خويش در افزود .
و هر فاضل سخن شناس كه غبار حسد بر دامن نهاد او ننشيند ، چون اين فصول مطالعت كند انصاف از خويشتن بدهد كه مرحوم شهاب الدّين ابو الشّرف رحمه اللّه چون ترجمهء آن ابواب ديگر مىكرد از آن صاحب منصب كه التماس ازو كرده بود بمنالى نيك موعود بود ، و چون تمام كرد چنان كه طبقات مردم را معلوم بود سيصد دينار زر نقد جربادقانى به دو فرستاد ، و من ضعيف را از ترجمهء اين فصول اميد فلسى و طمع حبّهاى نبود ، تا بزرگان او را معذور دارند إن شاء اللّه العزيز .
آغاز نامه اين ملطّفهايست كه ببزرگان اصحاب اقلام كتابت ، و عصابهء اعلام اصابت صادر مىشود ، از آنجا كه قرص گرم آفتاب از تنوّر مشرق بگرد خوان قلعى افلاك مىآيد ، و گوى زراندود مهر در محدب چوگان گردون بكنار ميدان عراق مىافتد ، از محمّد بن عبد الجبّار معروف به عتبى رسالتى است كه مىرسد بهر شهرنشينى كه سر از گريبان وجود بر آرد و بهر مولودى كه بر عقب او از معاوز نشو و نما بمهد ظهور انتقال كند ، مادام تا طنين كوس اذان حقّ در آذان ابناء زمان از اهل ايمان مىافتد ، و عنان مجاهدان اديان در معركهء ثعور بر اجياد جياد مرسل مىشود و بنات القين كه به هند منسوبند از مشيمهء نيامها بيرون مىآيند ، و مادام تا طيور اقلام ورّاقان بر اوراق كتاب مجيد حبوب نقط و إعجام مىپاشند درود و آفرين بر عقلا و مميّزان
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 447
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٤٤٧