[ 1 ] بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين الحمد للّه الّذى انشأ الانسان من سلالة من طين ، فجعله ذا عقل تحوى الحقائق و أفهام تعى الدّقائق ، و جرّعه سلاف النّعمة و درّعه عطاف النّعمة ، خلقه فى أحسن تقويم ، رقم عليه من العروق حمر الجداول ، و قلّده طوق الكرامة ، إذ ميّزه من ساير الحيوانات بالمناطق و المقاول ، كما قال عزّ من قائل :
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ »
، و الصّلاة على سيّد الرّسل و مرشد النّبل محمّد درّة تيجان الانبياء و طراز سيجان الأصفياء ، و على آله مصابيح الامّة و مفاتيح الرّحمة .
ببايد دانست كه سخن شريفتر فضيلتى است كه آدمى بدان متحلّى است ، و بلندتر پايهايست كه فضل آفريدگار انسان را بدان مخصوص مىكند ، و بزرگتر مآثريست كه عاقل بدان دامن مفاخر بر اشراف و اكابر مىكشد ، و سودمندترين سرمايهايست كه شرف اخلاف بعد از اسلاف بدان پيدا مىشود ، و آدمى از روى حقيقت شجرهايست كه ثمرهاش [ 2 ] سخن رقيق و معانى دقيق است . و از جملهء عجايب آنست كه شجره فانى مىشود و عواصف مرگ آن را از بيخ برمىكند و صرصر قهر اجل برگ و بارش بمىريزاند [ 3 ] و با اين همه ثمرهاش [ 2 ] سالهاى دراز [ 4 ] باقى مىماند و شرف آدمى بر ديگر حيوانات بمزيّت و فضيلت كلامست .
هامش
[ 1 ] - اين قسمت كه در هجو ابو الحسن بغوى است تنها در نسخهء « شع » آمده است .
[ 2 ] - در نسخه بالاى ها همزه است و ميان ها و شين الف نيست بدين صورت : ثمرهءش .
[ 3 ] - چنين است در نسخه ، و اين باء تأكيد در اول « مى » نادر است
[ 4 ] - نسخه : سالها دراز ، و همزهاى كه كاتبان معمولا در آخر موصوف مىآورند در اين جا نيست .