تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
سطور ذيل توضيحى است از مهذب كاتب نويسندهء نسخهء « شع » كه قبل از آغاز « ترجمهء آخر يمينى » آورده است ، و در آن مترجم يعنى ابو اسماعيل سكرى را سرزنش كرده و او را شايستهء عرض وجود در برابر جرفادقانى ندانسته است . شنوده آمدست كه صدر سعيد شهاب الدين ابو الشرف تغمده اللّه بغفرانه كه از افاضل عصر خويش بود و اتفاق كلمهء اكابر عراق بر آن كه او سباق غايات فضايل است و چون از ترجمهء يمينى بپرداخت تعرض رسالت آخر آن نكرد ، و اعراض او از آن نه از راه قصور بود بل خواست كه بعد ازو ديگرى در آن شروع كند تا تفاوت بداند كه « و بضدها تتبين الاشياء » . و بزرگان اصفهان - اراح اللّه روحهم - هر كه يك در درياى ادب و درى فلك فضل و هنر بودند و اماثل جهان دانند كه اين سخن را شايبهء تكلف مبراست از ترجمهء اين فصل تخلف نمودند ، و اگر چه از بعضى حكام با تمام آن مأمور شدند چون بعصور ( ؟ ) پيش آمدند معذور گشتند . و مترجم اين فصل چون نه از مبرزان ادبا بود و نه از محققان فضلا ، پنداشت كه از هر خار گل آيد و از هر نيشكر زايد ، درين كار غوص نمود و خود را بدين تفسير و تقرير و تحرير و تصدير ميان اهل معنى تشهير كرد كه امت كمن يكابد ( ؟ ) بعد از سالها ظاهر شد و فرق ميان ذره و بعره پيدا آمد ، و بيت سيد - سقى اللّه ثراه - حسب حال گشت :
چه ماند بطاوس اگر زشت مرغى * نهد چون مگس بر سپيدى سياهى !
و انورى - نور اللّه مرقده - هم خوب گفته است :
فرق باشد خاصه اندر جلوه‌گاه اعتبار * آخر از نقش الهى تا بنقش آرزى
و هذا تحرير المهذب الكاتب .