تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
ملك تيقّن أنّ احداث الرّدى * صنعت بأعزل صنعها بالدّارع فغدا يخفّف عبأه عن متنه * ثقة بمخترط الحسام القاطع هزم الجموع ببأسه الّا الّذى * كتب القضاء على الجبين اللامع « 1 »
و اتابك مظفّر الدين قزل‌ارسلان بعد وفات برادر [ 1 ] به عراق آمد ، جوانى پاك نهاد و سليم صدر و راست خانه بود ، و او را گفتند كه پنج نوبت ببايد زدن و بر سرير سلطنت نشستن ، كه از اسباب پادشاهى و وفور حشم و كثرت انصار دربايستى نيستى ، و او اين سخن بشنيد و از بهر تأكيد اسباب ملك و تسمير معاقد سلطنت منكوحهء برادر را كه خاتون ملك و كافلهء دولت و مادر پادشاه‌زادگان بود در عقد نكاح آورد [ 2 ] و آن وصلت سبب ثبات كار و دوام مملكت خويش دانست ، بعد از چند روز شبى از شبها بر دست چند فدايى كشته شد و دشمنان آنچه هواى نفس ايشان بود در عبارت آوردند ، و در زبانها افتاد كه اين محنت از بن [ 3 ] خانه بيرون آمد ، شعر [ 4 ] :
قد قيل ذلك إن حقا و إن كذبا * فما اعتذارك من شىء إذا قيلا « 2 »
هامش
[ 1 ] - مب : بعد از وفات برادرش . صو : بعد از وفات اتابك محمد [ 2 ] - صو : + ايناج‌خاتون را كى منكوحهء برادرش بود در نكاح آورد [ 3 ] - مب : محنت ازين [ 4 ] - لد : كلمهء « شعر » را ندارد . ( 1 ) ملك تيقن . . . : پادشاهى بود كه يقين كرد كه حوادث مرگ با شخص بىسلاح همان مىكند كه با زره پوش مىكند - پس بار سنگينى را از دوش خود سبك كرد ( لباس جنگى را دور انداخت ) و به شمشير برهنه و از غلاف در آمده و برنده اعتماد نمود - دسته‌ها را با نيرو و حملهء خود شكست داد جز قضا و قدرى كه بر پيشانى درخشانش نوشته شده بود . ( 2 ) قد قيل . . . : آن سخن را گفته‌اند چه حق باشد چه باطل ، پس عذر خواهى تو از چيزى كه گفته شد از بهر چيست ؟