تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
بقتل آورد ، و حال او چنان بود كه گفته‌اند : كالمستغيث من الرّمضاء بالنّار « 1 » . و سراج الدّين قايماز و نور الدّين قرا كه دو ناب دولت و دو عماد مملكت بودند و دايرهء كار بريشان مىگرديد به خدمت دار الخلافه رفتند و در موكب وزير مؤيّد الدّين به عراق آمدند ، و ميان ايشان سوء الظّنّى حادث شد و بدر آبه بر دست پنج تركمان مجهول كه بشحنگى از قبل وزير [ 1 ] دار الخلافة [ 2 ] در آبه بودند بقتل آمدند ، و نور الدّين قرآن خوان كه خمير مايهء همه بود و عمرو عاص وقت و مركز دايرهء فتنه ، در واسطهء عراق قلعهء نطنز را عمارت فرمود و اموال و خزاين و دفاين خويش آن جايگاه فرستاد و خيال بست كه دست تصاريف روزگار بدامن رفعت او نرسد و با چنان قلعه‌اى او را از تعرّض حوادث باكى نباشد ، و اين قلعه به نور الدّين محمد وشاق سپرد و بسببى از اسباب نفرتى در ميان ايشان افتاد و قلعه بدست باز گرفت و او را جواب باز داد و او بدان غصّه فرو شد . و بعد از آن دو پسر قرآن خوان كه [ 3 ] سلسلهء مطالبت ثار مىجنبانيدند بطوع و رغبت بپاى قلعه [ 4 ] رفتند و او بصنعت ايشان را در دام كشيد و بر قلعه برد و هر دو را سر ببريد ، و عاقبت كار جاى بدان محنت بدست آورده بىموجبى و مزعجى به اختيار بازگذاشت و به خراسان شد ، و مدت دو سال آن جايگاه مقيم بود ، و آن روز كه با لشكر خراسان بسرحد عراق رسيد بمفاجات فروشد ، و آن حسرت با خاك برد . و امير سيّد علاء الدّوله رئيس همدان كه خليفهء عجم بود و شرف نسب و علوّ
هامش
[ 1 ] - مب « وزير » را ندارد [ 2 ] - لد : « دار الخلافة » را ندارد [ 3 ] - مب : دو پسر او را كه [ 4 ] - مب : + پدر ( 1 ) كالمستغيث . . . : مانند كسى كه از گرماى سخت آفتاب به آتش پناه برد . دربارهء كسى مثل زنند كه از كارى به سخت‌تر از آن بگريزد . نظير « از چاله به چاه در فارسى » ( از فرائد - الادب المنجد ) .