تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
و در ميان بازار رى بىسر بر درخت كشيدند ، و مردم آنچه در دل نيارستند راند معاينه بديدند [ 1 ] ، و اين ابيات از جملهء قصيده‌ايست كه من در مرثيهء او انشا كرده‌ام :
لا زال همهمة الحمام [ 2 ] السّاجع * فى الأيك يلعب بالفؤاد الجازع مالى أرى وضح النّهار كأنّه * لبس الحداد على المصاب اللاذع و دجا فلا شمس الضّحى بمضيئة * فيه ، و لا البدر المنير بطالع و لقيت ما لم يلق عينا ناظر * و سمعت ما ألوى بسمع السّامع ما للوجوه رأيتها مبهوتة * حيرى لزلزلة الملمّ الواقع هذا هو اليوم المصدّق وعده * للعالمين على لسان الشّارع يوم بأشراط القيامة قائم * لا المال فيه و لا البنون بنافع هذا هو الجبل المزعزع ركنه * بعواصف و قواصف و زعازع « 1 »
هامش
[ 1 ] - مب : در دل نيارست گذرانيد و بر زبان نيارست آورد معاينه بديدند [ 2 ] - شع : الحسام . متن از مب . ( 1 ) لا زال . . . : آواز كبوترى كه بر درخت نشسته و آواز مىخواند و با دل زارى كننده بازى مىكند هم چنان به گوش مىرسد - چه شده است كه من روز روشن را چنان مىبينم كه گويى مصيبت ديدهء دردناك جامهء سياه پوشيده است ! - و روز روشن تاريك گرديده ، نه آفتاب روشنايى مىبخشد و نه بدر منير طلوع كرده است ! - من چيزى را ديدم كه چشمان هيچ بيننده‌اى آن را نديده ، و چيزى شنيدم كه گوش شنونده آن را باز مىگرداند - چه شده است كه چهره‌ها را مبهوت و متحير مىبينم براى زلزله‌اى كه واقع شده است ! - اين همان روزى است كه به درستى از زبان شارع براى جهانيان وعده داده شده بود - روزى است كه احوال قيامت در آن برپاست ، نه مال و نه فرزندان در آن سودمند نيست - اينك كوهى كه پايه‌اش جنبيده است به وسيلهء بادهاى سخت و تند بادهاى هولناك -
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 424 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني