تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
و خواجه عزيز الدّين كه وزير دولت بود و در ايّام اتابك اعظم حكم جهان رانده و با سر اكفا و اقران خويش افتاده ، و ازين خاندان جاه عريض يافته ، و اتابك مظفّر الدين وزارت بقاعده برو مقرّر داشته ، چون او عزم آذربيجان كرد بى موجبى برو عاصى شد و در همدان رفت و باعتماد چند كس از امراء دولت كه درين اتّفاق با او همدم بودند باز ايستاد ، و به سلطان طغرل ملطّفات روان كرد ، و او بولايت قومس مازندران ياوگى مىگشت او را با سر ملك آورد تا او را و پسر او را و پسران حسن فادار قمى [ 1 ] را كه كتّاب دولت بودند بقتل آورد ، شعر :
أعلّمه الرّماية كلّ يوم * فلمّا استدّ ساعده رمانى « 1 »
و جمال الدّين آى ابه سميرمى و سيف الدّين روس [ 2 ] و جمال الدّين ازابه [ 3 ] كه بندگان خاصّ اتابك سعيد محمّد بودند و بر كشيدهء او ، و بجايى رسيده كه هر يك را هزار سوار در خدمت بود بر خواجه‌زادگان خويش خروج كردند و به خدمت سلطان طغرل رفتند و در مدت نزديك هر سه بر دست او كشته شدند ، و شرف الدّين الب ارغون پسر امير بار ، كه ربيب دولت و صنيعهء خاندان اتابكى بود همچنين بطوع و رغبت پشت بر خانهء ايشان كرد و به خدمت سلطان آمد و بر دست او كشته شد ، و ملك قتلغ اينانج كه جگر گوشهء دولت و نور ديدهء ملك بود از سلطان خوارزمشاه مدد خواست و او مياجق [ 4 ] را بمعاونت و دفع خصوم او روان كرد و چون به عراق رسيد ملك قتلغ اينانج بى استظهارى و اعتدادى باستقبال او روان شد و چون بهم رسيدند او را
هامش
[ 1 ] - مب : حسن بن فادار قمى [ 2 ] - صو : رؤس [ 3 ] - مب : آزابه . صو : ازبه . [ 4 ] - شع : ميانجق . صو : مياحق . متن از « مب » . رك : راحة الصدور « فهرست اسماء الرجال » . ( 1 ) اعلمه . . . : به آن طفل هر روز تير اندازى مىآموختم ، چون بازوى او سخت شد به من تير افگند . رك : تعليقات .