تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
« 1 » محقّق شود ، تا چنين كه ما در عهد خويش مشاهده كرده‌ايم [ 1 ] و در مدّت عمر خويش ديده ، كه درين بيست سال كه اين قران بود لشكرى يك كلمه كه همه كنفس واحدة بودند در إعلاء رايت ملك و حفظ سرير سلطنت و در واسطهء عراق كه سرّهء زمين و زبدهء جهانست متمكّن نشسته ، و از خوف بأس و هيبت تيغ ايشان در اطراف روم و هند و تركستان تا اقصاى مغرب ، ناموس ملك و فرّ و شكوه دولت ايشان در ضماير راسخ گشته ، و تاجداران عالم و لشكر كشان دنيا اوامر و نواهى ايشان را گردن نهاده ، و هر يك در آن طرف كه بود بر مطاوعت و متابعت ايشان نشو و نمو [ 2 ] يافته ، و در عقايد مترسّخ گشته كه اين ملك را تا دامن قيامت زوال نتواند بود و كوكب عزّت و عظمت ايشان را أفول و غروب صورت‌پذير نيست . نظام عقد و اساس كار ايشان بوفات اتابك اعظم ملك معظّم محمد بن الاتابك السّعيد ايلدگز قدّس اللّه روحهما العزيز « 2 » ، كه كافل ملك و مرّبى دولت بود گسسته شد ، و ملك چون قالبى بى جان بماند ، و آن دوستان هم باز [ 3 ] و خواجه - تاشان همخور و همخواب تيغ درهم بستند و مخالفتى شنيع ميان ايشان قايم شد ، و خواجگان حقّ خدمت بندگان مهمل گذاشتند [ 4 ] ، و بندگان را دست نعمت خواجگان
هامش
[ 1 ] - مب : تا چنين كه در عهد خويش ، ما برأى العين مشاهدت كرده‌ايم [ 2 ] - مب : نشو و نما [ 3 ] - مب ، حاشيهء شع : هم يار [ 4 ] - مب : مهمل فرو گذاشتند ( 1 ) كتبنا عليهم . . . : تمام آيه اين است : و لو أنا كتبنا عليهم أن اقتلوا أنفسكم أو اخرجوا من دياركم ما فعلوه الّا قليل منهم ، يعنى : و اگر ما بر ايشان مقرر مىكرديم كه خويشتن را بكشيد يا از خان و مان خود بيرون شويد جز گروهى اندك ، بدان عمل نمىكردند ( قرآن سورهء 4 « نساء » آيهء 66 ) . ( 2 ) قدس اللّه . . . : خداوند جان گرامى آن دو را پاك دارد .