باطل گرداند و قاعدهاى كه در رضاء بارى تعالى بنياد نهاده است منهدم شود ، تا كار از حدّ بگذشت و مفاسد آن قوم بنهايت رسيد ، رياست نيسابور به ابو على الحسن بن محمّد بن العبّاس تفويض فرمود ، و او مردى بزرگ زاده بود و اسلاف او در ايّام آل سامان بثروت تمام و حرمت موفور مشهور بودند و پدر او در به دو كار سلطان و ايّام امارت جيوش به خدمت سلطان رسيد و بمعاشرت و منادمت او مخصوص شد و بسبب مناسبت شباب در زمرهء اتراب و اصحاب او منتظم گشت ، و عمر او وفا نكرد و بجوانى فرو رفت [ 1 ] ، و پسر به حكم آنكه با امير ابو نصر ميكالى قرابتى داشت بأخلاق او متخلّق گشته بود و از انوار مآثر و مفاخر او بهرهاى تمام يافته ، و ببعد همّت و عزّت نفس و شرف ذات او اقتدا ساخته .
چون ابو نصر وفات يافت حال ذلاقت و لياقت و ظرافت و لطافت او بر راى سلطان عرض دادند . او را پيش تخت خواند و در مجالس معاشرت بنشاند ، و اوّل نظره در چشم سلطان آمد و به طول اختبار [ 2 ] و اعتبار بمزيد قربت و رتبت مخصوص شد و جاه تمام يافت و در معرض موازات [ 3 ] بزرگان دولت و لشكركشان ملك و اصحاب مناصب آمد .
و غرض سلطان در تقليد رياست او آن بود كه طايفهاى كه بعلّت تزّهد و تعبّد استيلا يافته بودند و عزّت جاه خويش قرين عزّ دين كرده ، و صورت بسته كه ماه جاه ايشان را محاق نتواند بود و كوكب رفعت ايشان را احتراق ممكن نگردد همه را با حدّ خويش نشاند و معرّت و مضرّت ايشان منقطع گرداند و از طمع مناصب سنّى و تعرّض مطامع دنياوى دست بر بندد . و چون او به نيسابور رسيد سياستى آغاز نهاد كه اگر زياد مشاهدت كردى از سياست خود مستزيد گشتى ، و از دقايق كفايت او مستفيد
هامش
[ 1 ] - شع : فرو شد
[ 2 ] - اس : اختيار . متن از نسخ ديگر
[ 3 ] - اس : مواراه .
متن از نسخ ديگر .