تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
از حريم مكه بر دست وى نوشته‌اى به سلطان اصدار فرمودند و در مهمّات ملك بر زبان او پيغامها دادند ، و چون به خدمت سلطان رسيد و آن تحميلات ادا كرد ، استاد ابو بكر در حضرت بود ، و سخن كراميان با ميان افتاد و اعتقاد ايشان بر تجسيم و تشبيه و اغاليط آن گروه در آيات و اخبار متشابه و مزلّهء قدم ايشان در اغترار بظواهر نصوص بر رأى سلطان عرض شد ، ازين حوالات و مقالات تأنّف نمود و استاد ابو بكر را حاضر كرد و از كيفيّت عقايد ايشان استكشاف فرمود و او ازين مذهب تبرّا نمود و برين نسبت انكار كرد و بدين وسيلت از معرض خشم سلطان برخاست . و سلطان بفرمود بنوّاب و عمّال تا در باب اصحاب او مثال صادر گشت ، تا رؤس ايشان را بگرفتند و هر كس كه از تبديع و قول شنيع تبرّا كرد مطلق گردانيدند و مجالس تدريس و منابر تذكير بر قاعده مسلّم داشتند ، و آنچه بر عمايت و غوايت خويش اصرار نمود بعضى را براندند و بعضى را از عقد مجالس و حكم مدارس معزول كردند و راه فضول و مفاسد فصول او بربستند و خانهء او بر او زندان كردند . و سلطان ، قاضى ابو العلاء را بنواخت و بخلعتى لايق جلال [ 1 ] قدر او مشرّف گردانيد و حق وفادت او از حضرت خلافت مجّدها اللّه بتمهيد اسباب حرمت و تأكيد معاقد حشمت بأدا رسانيد ، و هر دو امام را براى ناموس شريعت بتمكينى تمام گسيل كرد ، و غيظ و غصّهء تجسيم و حوالت تشبيه در سينهء استاد ابو بكر موج مىزد و فرصت مكافات و مكنت مجازات نگه مىداشت ، و بانواع مكايد تمسّك مىساخت تا محضرى بر اعتزال او ببست و بخطوط و شهادات جمعى كه در شعب هواى او قدم مىزدند و بمساعدت و موافقت او مىگراييدند مشحون گردانيد ، و بطريق [ 2 ] از جهت تقبيح صورت و استفساد حال قاضى ابو العلاء به سلطان رسانيد و تير تدبير او بر واسطهء غرض آمد و سلطان در خشم شد و قاضى القضاة ابو محمّد ناصحى را حاضر كرد و
هامش
[ 1 ] - شع ، صو : جلالت [ 2 ] - چت ، چق : بطريقى .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 395 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني