ببحث حقيقت حال مثال داد و از آن تصوير و تزوير استكشاف فرمود . و قاضى القضاة ابو محمّد در خدمت سلطان بوسايل اكيد و شوافع حميد اختصاص داشت هم از روى غزارت علم و هم از جهت كمال تقوى و ورع ، و منصب تدريس و مرتبت فتوى دار الملك غزنه به دو آراسته بود و چون علم علم او مرتفع گشت و درجهء او در ابواب فتوى و تقوى بنهايت رسيد قضاء ممالك به دو تفويض فرمود .
و چون قاضى ابو العلاء و استاد ابو بكر را حاضر كردند و در محفلى غاصّ [ 1 ] و مجمعى عامّ از كيفيّت آن محضر تفحّص رفت و از شهود اداء شهادت طلبيدند استاد ابو بكر دانست كه آن قاعده واهى است و بناء آن بر تباهى ، و اصرار بر آن مقالت موجب خجالت ، گفت : تعارض ما هر دو در معرض علم و تنافس ما بر درجهء جاه بدين وحشت رسانيد و موجب آن آمد كه او تشبيه [ 2 ] به من حوالت كرد و من اعتزال به دو ، و هر دو از سر حقد مجادلت و غصّهء منافست سخن رانديم ، هم او ازين حوالت مبرّاست و هم من ازين تهمت معرّا ، و شهود محضر بعضى در مدارا و محابا مساعدت ابو بكر كردند و بعضى لثام احتشام بينداختند و عصابهء تعصّب به پيشانى باز بستند ، و مكاشفات عنيف و مشافهات [ 3 ] موحش رفت و اگر هيبت حضور سلطان مانع نبودى فتنهاى قوى و حادثهاى صعب واقع شدى .
و قاضى القضاة آن مجادلت بر وجهى لطيف بمسامع سلطان رسانيد و صورت آن واقعه بطريقى جميل به حضرت او إنها كرد ، و امير نصر بن ناصر الدّين فرصت [ 4 ] نگاه داشت و در براءت ساحت قاضى ابو العلا و تقرير خصايص تقوى و ورع او مبالغت نمود ، و سلطان را بر تلافى و تدارك خلافت و مهانت كه از آن نسبت به دو
هامش
[ 1 ] - اس ، صو : خاص . متن از شع و چت
[ 2 ] - اس : تشبه . متن از شع و چت
[ 3 ] - شع : و بمكاشفات عنيف مشافهات
[ 4 ] - شع ، صو : + وقت .