تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
رسيده بود تنبيه كرد . و سلطان سخن او بى غرض شنود [ 1 ] ، و خصمان قاضى ابو العلاء را باستخفاف از بارگاه خويش براند ، و قاضى ابو العلاء بسر كار خود باز آمد و در خانه بحرمتى هر چه موفورتر بنشست و از معرض مخاصمات و مكاوحات اجتناب نمود و بوظايف عبادت و نشر علم مشغول شد ، چه دانست كه بقيّهء عمر از آن عزيزتر است كه در اقاويل محال [ 2 ] و خدمت فضول آمال و غصّهء قيل و قال صرف شود ، و هر دو پسر را ابو الحسن و ابو سعيد بنيابت خويش فرا داشت و از قضاء حقوق و قيام بمراسم تهانى و تعازى دامن در كشيد و به ترتيب علم و تحقيق بحث از مسايل نظر و قياس مشغول شد ، و از عمر و روزگار و فراغ خويش حظّى وافر يافت ، چنان كه ابو الفتح بستى مىگويد ، شعر :
قد جمع اللّه أربعا لى [ 3 ] * فيهنّ عزّى [ 4 ] و حسن حالى بلاغ علم مساغ شرب * رفاغ عيش فراغ بال « 1 »
و كار ابو بكر و اتباع او در نفاذ حكم و وفور جاه و فرط تحكّم بر طبقات رعيّت و معاندت با اعيان حضرت از حدّ اعتدال در گذشت و زبانها بوقيعت او در مجلس سلطان روان شد و از تحامل اصحاب او نفير به آسمان رسيد ، و سلطان مدّتى بر آن اقاويل اغضا مىفرمود و از إبطال سوابق [ 5 ] صنايع و هدم قواعد عوارف او محترز مىشد و نمىخواست كه اسباب حرمتى كه از روى احتساب ثواب تمهيد فرموده است
هامش
[ 1 ] - شع ، صو : بى غرض شناخت [ 2 ] - كلمهء « محال » از « اس » افتاده [ 3 ] - اس : لى اربعا . متن از « شع » و فتح الوهبى [ 4 ] - اس : عزتى . متن از شع [ 5 ] - اس « سوابق » را ندارد . ( 1 ) قد جمع اللّه . . . : خداوند براى من چهار چيز را فراهم آورده است كه عزت و خوش‌حالى من به آنهاست - رسيدن به علم و آشاميدن گوارا ، فراخى زندگى و آسودگى خاطر .