مىكرد بالحاد و فساد اعتقاد منسوب مىكردند .
مدّتى برين حال بگذشت كه كس را مكنت اطفاء آن فتنه نبود و تغيير آن قاعده ممكن نشد ، و هر آينه روزگار بتغيير احوال و تبديل ابدال متكفّل است و كارها رهينهء اوقات و ايّام و ساعات است ، و هر كس كه بر تصاريف ايّام و تغايير ازمان صبر كند بسى گردنكشان را اسير مقود [ 1 ] مهانت بيند و بسيار اسيران را در كنف امن و راحت يابد .
شعر :
و من صحب اللّيالى علّمته * خداع الألف و القيل المحالا
و غيّرت الخطوب عليه حتّى * تريه الذّرّ يحملن الجبالا « 1 »
و اتّفاق افتاد كه قاضى ابو العلاء صاعد بن محمّد در سنهء اثنتى [ 2 ] و أربعمائة عزم حجّ مصمّم كرد ، و او از مشاهير ايمّهء عالم و كبار أحبار امم بود ، فاضلى جزل و باذلى فحل ، ايّام عمر نفيس خويش بر درس و تدريس صرف كرده ، و در كمال علم و غزارت فضل از اقران و اكفاء روزگار قصب السّبق ربوده ، و بظلف [ 3 ] نفس و نباهت [ 4 ] عرض ، و تكفّف از مطامع و مطاعم مذكور و مشهور گشته ، و از اعمال جسيم و اشغال عظيم تفادى نموده ، و در تقليد و تكليف آن دست ردّ بر روى حكم ملوك و التماس سلاطين نهاده . و چون به مدينة السلام رسيد از موقف خلافت و منصب امامت در توقّر و توفّر حرمت و اكرام جانب او مبالغت رفت ، و بوقت معاودت او
هامش
[ 1 ] - شع ، صو : + مذلت و
[ 2 ] - اس : اثنى . صو : اثنين . متن از شع
[ 3 ] - اس ، چت ، چق : بلطف
[ 4 ] - صو : نزاهت .
( 1 ) و من صحب . . . : هر كه با شبها همنشين و مصاحب باشد به وى فريفتن دوست و گفتار محال را مىآموزد - و پيش آمدها و كارها را بر وى دگرگون مىسازد تا آن جا كه به وى نشان مىدهد كه مورچگان كوهها را حمل كردهاند .