تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
همّت و بواعث نهمت ايشان محرّك عزم و محرّض قصد سلطان شد ، و خواست كه با آن حشر بناحيت قنّوج رود ، و اين ناحيتى است كه از به دو عالم هيچ پادشاه بيگانه بر آن بقعهء رفعه [ 1 ] دست نيافته است و پاى ننهاده مگر گشتاسب كه زعيم ملوك و سر پادشاهان بود . و از غزنه تا آن نواحى سه ماه [ 2 ] راه بود ، و سلطان بعد از استخارت عزيمت بر آن غزو مصمّم كرد و از لذّت خواب و قرار مفارقت نمود ، و با آن جمّ غفير و جمع كثير از سر شوق سعادت و حرص شهادت باشداق آن مخاوف [ 3 ] و افواه آن تنايف فرو رفت ، و از رودهاى سيحون و جيلم و چند راهه و ايرايه و بيت هرز و شتلدر گذر كرد و در حياطت حفظ و صيانت حرز بارى تعالى ازين غمرات بسلامت بيرون افتاد [ 4 ] ، و اين جمله رودهايى است كه سنگهاى گران بگرداند و بسر سوار در آيد ، و لطف بارى تعالى او را از مضاير آن معابر نگاه داشت ، و هر كجا رسيد رسولان باستقبال آمدند و كمر طاعت ببستند و بيش از اندازهء قدرت و استطاعت خدمت كردند . و چون بنزديك قشمير رسيدند [ 5 ] چنكى بن سمهى كه صاحب درب قشمير بود به خدمت پيوست ، چه دانست كه با فرط بأس و هيبت شمشير او جز اسلام و استسلام چاره نيست . كمر بندگى بر ميان بست و بقلاؤزى لشكر سلطان بايستاد و در پيش مىرفت و وادى بعد از وادى مىگذاشت ، و هر شب پيش از نعرهء خروس ، غريو ناى و كوس برخاستى و از حركت سپاه زمين متزلزل گشتى ، و تا آخر روز منزل مىگذاشتندى ، تا بيستم رجب سنهء تسع و أربعمائة ماجون با پس پشت گذاشته
هامش
[ 1 ] - شع و صو « رفعه » را ندارند [ 2 ] - شع ، صو : سه ماهه [ 3 ] - اس : مخارف . متن از نسخ ديگر [ 4 ] - اس : افتادند . متن از نسخ ديگر [ 5 ] - شع : رسيد .