تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧

ذكر فتح مهرّه و قنّوج

چون سلطان از مهمّ خوارزم فارغ شد و آن ولايت با ديگر ولايات و ممالك [ 1 ] سلطانى مضاف گشت ، خواست كه تا آخر سال آسايشى دهد ، و انديشهء غزوى مبيّت گرداند ، كه چون روى بهار بخندد آن انديشه باتمام رساند ، و بر جانب بست حركت كرد ، چون آفتاب كه بوقت آنكه قصد جانب شمال كند و بنقطهء اعتدال رسد جهان ازو زيب و زينت گيرد و اطراف زمين آرايش يابد . و چون به بست رسيد بمطالعهء اعمال و تجديد عهد و احوال رعيّت [ 2 ] مشغول شد تا بارى تعالى اسباب وصول بمقرّ عزّ و مكان ملك ميسّر گرداند ، و از آنجايگاه تخمير [ 3 ] راى و تدبير انديشهء غزو پيش گيرد ، و خداى تعالى بر قضيّت ميعادى كه در تأييد دين و نصرت شريعت محمّدى فرموده است در باب او آن وعده بانجاز رساند ، و اعجاز كلام مجيد كه بدين معانى وارد است بتحقيق پيوندد ، اگر چه مسافت مقصد امتدادى داشت و راه دور گشته بود و اغلب بلاد هند در ديار اسلام افزوده و همه بشعار دعوت حقّ آراسته شده و سرّ كفر جز در ضمير قشمير [ 4 ] نامانده و تا بدان حدود بيابانهاى دور دست بود كه مرغ در هواى آن نجنبيدى و باد در فضاى آن گم شدى . و درين ايّام قرب بيست هزار مرد از مطّوّعهء اسلام از اقصاى ما وراء النّهر آمده بودند و منتظر ايّام حركت سلطان نشسته و شمشيرها كشيده ، و تكبير مجاهدت زده ، و جانها در راه احتساب بر كف دست گرفته و تن‌ها در بازار
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ »
« 1 » بر من يزيد داشته ، دواعى
هامش
[ 1 ] - شع : ولايات ممالك [ 2 ] - اس : تجديد عهد اجلال رعيت . متن از نسخ ديگر [ 3 ] - اس : تخمين . متن از نسخ ديگر [ 4 ] - شع : سمير . حاشيهء شع : قشمير . ( 1 ) ان اللّه اشترى . . . : خدا از مؤمنان جان‌ها و مال‌هاى ايشان را خريد تا اين كه بهشت آنان را باشد . ( قرآن سورهء 9 « توبه » آيهء 111 ) .