تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
و طاهر پدر حسن به مدينه رفت و آنجايگاه امير شد و ابو على بن طاهر پسر عم و داماد او بود و در صحبت او قايم . چون طاهر وفات يافت ابو على در امارت مدينه قايم مقام او شد ، و بعد از وفات ابو على ، هانى و مهنّى پسران او امارت بگرفتند و حسن را بسبب قصور حال او در ثروت و مكنت در حساب نياوردند ، و او بدين سبب به خراسان آمد و به حضرت سلطان التجا ساخت . چون تاهرتى [ 1 ] برسالت آمد شريف [ 2 ] حسن زبان وقيعت درو كشيد و او را از انتساب با دوحهء رسالت [ 3 ] و شجرهء نبوّت نفى كرد و باباحت خون او فتوى داد . و سلطان حكم تاهرتى [ 1 ] با حسن انداخت و سيد حسن او را بكشت . و از امير المؤمنين القادر باللّه در باب تاهرتى [ 1 ] مثال [ 4 ] رسيده بود و بسياست او و تعصّب و تصلّب دين و تمثيل و تنكيل او اشارت رفته . و چون خبر قتل او به بغداد رسيد و صلابت دين سلطان معلوم شد و زبان اصحاب اغراض و عذل عذّال بسته گشت ، امير المؤمنين آن را بإحماد مقرون داشت ، و بموقع قبول افتاد ، و مثل تاهرتى [ 1 ] چنان بود كه گفته‌اند ، شعر :
و من يشرب السّمّ الذّعاف فإنّه * حقيق بأنياب المنايا النّواهش [ 5 ] « 1 »
هامش
[ 1 ] - اس : باهرتى . متن از شع و چت [ 2 ] - شع كلمهء « شريف » را ندارد [ 3 ] - كلمهء رسالت از « اس » افتاده است [ 4 ] - شع ، صو : مثالى [ 5 ] - شع ، صو ، چت ، لد : النواهس . چق : النواهر . ( 1 ) و من يشرب السم . . . : هر كه سم مرگ آور را بنوشد شايستهء آن است كه گرفتار دندان‌هاى درندهء مرگ‌ها گردد . ( در فتح الوهبى 2 : 25 و نيز در نسخهء « چت » نواهس به سين آمده به معنى : آن كه گوشت را با دندان‌هاى پيشين بگيرد و به درد ) .