و اعمال جوزجان به دو داد ، جاى آل فريغون كه در عزّ و رفعت چون افريدون بودند و در همّت چون گردون ، و در سخاوت چون جيحون بودند .
و ابو الحسن محمّد بن مهران را از بهر وزارت او معيّن كرد ، و او بدان حدود رفت و بجودى هاطل و عدلى شامل احياء رعاياى آن بقعت و سكّان آن ناحيت بكرد ، و دلها بر مهر او قرار گرفت و همه از خلوص هوا [ 1 ] و صدق و لا خدمت و طاعت او پيش گرفتند . و چون سلطان روز بروز آثار مآثر و انوار مفاخر او در تزايد مىديد در حسن ايثار و لطف اصطناع و حرص [ 2 ] بر تدريج مكانت و إرقاء مرتبت او مىفزود ، و بمزيد رأفت و حفاوت و مزاياى اختصاص و قربت مخصوص مىگردانيد [ 3 ] ، و تتمّهء حال دو برادر در موضع خويش گفته شود .
ذكر تاهرتى [ 4 ] رسول مصر
سلطان از به دو ادراك و ايناس رشد و وقف همّت بر غزوات ديار كفر بانوار سنّت و آثار مساعى پدر مقتدى و مهتدى بود ، و بر بحث از علوم نظر و جدل مواظب ، و از عقايد اهل سنّت و مذاهب اصحاب بدعت مستكشف و متفحّص ، و در اصول دين مستبصر ، و در قمع اهل الحاد مجدّ و متشمّر ، و بر معرفت تفسير و تأويل و قياس و دليل و [ 5 ] ناسخ و منسوخ و صحيح و مطعون [ 6 ] اخبار و آثار واقف ، و از سر بصيرت بر نوازع نحل و نوابع [ 7 ] ملل انكار بليغ كردى و شرعهء شريعت از غبار بدعت
هامش
[ 1 ] - چنين است در همهء نسخ خطى موجود . چت : اهواء
[ 2 ] - اس : و حسن .
متن از نسخ ديگر .
[ 3 ] - اس : مزايا اختصاص مىگردانيد ( ! ) متن از شع و صو .
[ 4 ] - اس : باهرتى ( ! ) متن از نسخ ديگر
[ 5 ] - « اس » و او را ندارد
[ 6 ] - حاشيهء شع :
صحيح و موضوع
[ 7 ] - شع : نوابغ . صو : توابع .