ذكر امير ابو احمد محمّد بن السّلطان يمين الدّوله و امين الملّة محمود
خلاصهء حال و زبدهء اقوال در وصف مآثر و شرح مفاخر او آنست كه گفتهاند ، شعر :
إنّ السّرىّ إذا سرى فبنفسه * و ابن السّرىّ إذا سرى أسراهما « 1 »
حق تعالى او را بخصايص ادب و ميل بمعالى رتب آراسته بود ، و فضايل ذات او بر عرق طاهر و محتد زاهر دليلى قاطع و برهانى ساطع بود ، و ذات شريف او در شرف موازى سماك و در رفعت مساوى افلاك ، از حجر كفالت و كنف رعايت و ثقات تربيت سلطان چون زر از تبش [ 1 ] آتش صافى عيار آمده ، و چون ماه از تحت - الشّعاع زايد النّور بيرون خراميده ، در به دو ايفاع بيفاع [ 2 ] معالى رسيده و بآداب سيف و سنان مرتاض گشته و بمكارم اخلاق متحلّى شده ، و چون [ 3 ] از سنّ طفوليّت به زمان شباب رسيد و طريق شهامت بعارض او محيط شد ، سلطان در قضاء حق بنوّت و ترتيب كار او بر قضيّت مروّت شرايط ابوّت تقديم فرمود و از عقايل اولاد ابو نصر فريغونى كريمهاى كه بجلالت اصالت و كفايت كفاءت آراسته بود از بهر او بخواست
هامش
[ 1 ] - اس : از بيش . متن از نسخ ديگر
[ 2 ] - اس : ببقاع . صو : بقاع يقاع . متن از شع
[ 3 ] - « و چون » از « اس » افتاده .
( 1 ) ان السرى . . . : شخص جوان مرد و سرور كه خود به بزرگى و سرورى رسيده است با آن كسى كه هم بزرگ است و هم بزرگ زاده برابر نيست و شخص اخير دو سيادت دارد ( سيادتى از خود و سيادتى موروث ) .