تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤

ذكر ايلك خان و خاتمت كار او

ايلك خان بعد از هزيمت بلخ با ولايت خويش رفت بر غصّهء آن وهن متلهّف و در اضطراب آن عجز متأسّف ، و با برادر خويش طغان خان بر قعود از نصرت و خمود در اعانت او عتاب مىكرد ، و به قدر خان استغاثت [ 1 ] مىفرستاد ، و تقدير آسمانى با او معاندت مىنمود و روزگار در تيسير مراد او مناكرت و مناكدت مىكرد ، تا ازين غصّه بر فراش مرگ افتاد و از دنيا بدار بقا رحلت كرد ، و جوع حرص او بطعمهء خاك سير گشت ، و همّت او كه با فلك تدوير و چرخ اثير برابرى مىكرد بدست قضا و تقدير [ 2 ] زبون شد ، شعر :
فهبه رحى يجرى لها اليمّ ماءها [ 3 ] * و ليس لها قطب بما ذا يديرها و قد ينهض العصفور كثرة ريشه [ 4 ] * و تسقط إذ لا ريش فيها نسورها « 1 »
و وفات او در سنهء ثلث و أربعمائة بود و برادر او بر ملك ما وراء النّهر مستولى شد و با سلطان طريق مهادات و مهادنت پيش گرفت و تلافى جراير و جرايم
هامش
[ 1 ] - شع : استعانت [ 2 ] - شع : قضا و تدبير [ 3 ] - فتح الوهبى : ماءه [ 4 ] - صو : قلة ريشه . ( 1 ) فهبه رحى . . . : كوشش را چون آسيابى فرض كن كه آب دريا آن را به حركت مىآورد اما قطب ندارد ، پس با چه چيز آن را مىگرداند ؟ ! - بسيارى پر گنجشك او را به پرواز وا مىدارد ، اما از ميان پرندگان كركس هم ( بدان توانايى كه دارد ) اگر بى پر و بال باشد مىافتد .