داشتند [ 1 ] و خطى باباحت خون از وى باز ستدند كه از صامت و ناطق و قليل و كثير او را يسارى نيست و دست ارهاق و تكليف از وى برداشتند و راه اولاد و احفاد او باز دادند تا بتعهّد او قيام مىنمودند ، و حال او برين جملت مىرفت تا بعضى [ 2 ] ودايع او پيش [ 3 ] تجّار ظاهر شد و او را بدين سبب بانواع تعذيب و تسبيب فرا گرفتند ، و رايات سلطان بسبب غزوى از غزوات دور افتاد ، و بعد مسافت از مشاهدت حال و كشف كار او مانع شد و او در زير عذبات عذاب و زخم چوب و شكنجه سپرى شد در سنهء أربع و أربعمائة .
و بوقت عود سلطان از حال او إعلام دادند بر واقعهء او دلتنگ شد امّا تقدير آسمانى كارگر آمده بود و كار فايت شده ، و در وقت وزارت او پسر او ابو القاسم محمد بن الفضل در فضل و فضايل بدرجت كمال رسيده بود و در بلاغت و براعت يگانهء روزگار شده ، و در ميان اكفا و اقران بر سر آمده ، و ذكر او در اقطار خراسان منتشر گشته ، و نظم و نثر او شايع و مستفيض شده ، و اين ابيات از جمله قصيدهايست كه در مدح پدر خويش مىگويد ، شعر : [ 4 ]
لقد أربى ابو العبّاس جودا * على جود الرّبيع لمعتفيه
ففى إحدى يديه ممات قوم * و فى أخرى الحيوة لمرتجيه « 1 »
هامش
[ 1 ] - شع ، صو : تا او را بر افلاس سوگند دادند
[ 2 ] - شع ، صو : + از
[ 3 ] - شع ، صو ، چت ، چق : + يكى از
[ 4 ] - « چت » قصيده و نيز احجيهء بعدى را ندارد .
( 1 ) لقد أربى . . . : ابو العباس در بخشش كردن به كسى كه طلب جود كند بر باران آغاز بهار مزيت دارد - در يكى از دستهايش مرگ گروهى ( به وسيلهء شمشير ) و در دست ديگر زندگى است ( به وسيلهء بخشش ) براى كسى كه به دو اميدوار باشد