تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
و چون شراب حاضر آوردند جمعى از وشاقان خاصّ چون لؤلؤ مكنون و درّ مخزون شرابى مروّق چون چشم خروه [ 1 ] بر آن گروه بدور و دوستكانى بگردانيدند و رسولان مدهوش و مبهوت در آرايش آن بزم [ 2 ] و پيرايش آن مجلس بماندند و بوقت خويش اجازت خواستند ، و سلطان ايشان را با تحقيق امانى و انجاح مباغى و تشريفات پادشاهانه باز گردانيد و دست آن مجادلت ميان هر دو برادر قائم بود تا هم سلطان بوساطت برخاست و كار ايشان بفيصل [ 3 ] رسانيد و مقرر كرد كه هر يك تيغ مخاصمت در نيام نهد و بولايت خويش قناعت نمايد [ 4 ] و تتمهء حال ايشان در موضع خويش مستوفى گفته شود ان شاء اللّه تعالى .

ذكر فتح قصدار [ 5 ]

چون سلطان خاطر از كار ترك فارغ كرد و از سورت صورت ايشان آيت بأسهم بينهم شديد
تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى
« 1 » بر خواند ، و معجزهء اقبال خويش در واقعهء
وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ
« 2 » مشاهدت كرد و شجرهء مشاجرت [ 6 ] هر دو برادر بلواقح لوافح بارور شد ، عزم قصد قصدار كرد [ 7 ] تا باد غرور والى آن
هامش
[ 1 ] - مب : خروس [ 2 ] - نسخهء اس « آن بزم » را ندارد . [ 3 ] - اس : بفيصلى . متن از نسخ ديگر [ 4 ] - اس : قيام نمايد . متن از نسخ ديگر [ 5 ] - لد : قسطار [ 6 ] - كلمهء « مشاجرت » از « اس » افتاده است [ 7 ] - نسخ ديگر : مصمم كرد ( 1 ) بأسهم بينهم . . . : زور ايشان بر يك ديگر در دشمنى سخت است ، مىپندارى كه ايشان يك دل‌اند و نه يك دل‌اند كه پراكنده‌دل‌اند . « كشف الاسرار ج 10 ص 44 » ( قرآن سورهء 59 « حشر » آيهء 14 ) . ( 2 ) و القينا بينهم . . . : و بيفكنديم ميان ايشان دشمنى و زشتى « كشف الاسرار ج 3 ص 159 » ( قرآن سورهء 5 « مائده » آيهء 64 ) .