تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
فرو ريختند و خونها چون سيل بر روى زمين روان كردند و هر دو شار را از مضيقى بمضيقى مىتاختند تا ايشان بقلعه‌اى در اقاصى ولايت خويش التجا ساختند كه در حضيض آن اطناب سحاب كشيده شدى و عقاب را در مراقى آن عقاب بال [ 1 ] گسسته گشتى ، و ابو القاسم آن ولايت بگرفت و خزاين و ودايع و اسباب ايشان با دست آورد و همه [ 2 ] با قبض گرفت تا امير ناصر الدّين به خراسان آمد و ابو على دل مشغول شد [ 3 ] ، ابو القاسم فقيه را باز خواند و هر دو شار در زمرهء اعوان ناصر الدّين بنصرت [ 4 ] ملك نوح برخاستند و از ابو على انتقام بكشيدند [ 5 ] و با سر مملكت و ولايت خويش رسيدند و بر آن جملت در امن و سكون روزگار گذاشتند تا عهد سلطنت سلطان محمود . و عتبى آورده است كه چون اصحاب اطراف حكم سلطان را انقياد نمودند و بطاعت و تباعت او بصفقهء بيعت دست بزدند [ 6 ] و منابر بذكر القاب ميمون او [ 7 ] بياراستند مرا برسالت از براى عقد بيعت پيش شار فرستادند ، و چون بدان جايگاه رسيدم باكرامى تمام تلقّى كردند و از رغبتى صادق و حرصى غالب در بلاد غرش [ 8 ] خطبه و سكّه بنام همايون سلطان در شهور سنهء تسع و ثمانين و ثلاثمائة مطرّز كردند ، و بوقت حضور من نوشته‌هاى جماعت كه از ظاهر مرو هزيمت شده بودند برسيد ، و از استعداد و عزيمت معاودت حرب اعلامى كرده بودند و هر دو شار را بمدد خوانده . شار ابو نصر آن نوشته‌ها به من فرستاد و رقعه‌اى به من نوشت و التماس كرد كه آن ملطفّات را به حضرت سلطان فرستم تا صدق او در موالات حضرت و خلاف با اهل مناوات دولت محقّق و مقرّر گردد ، و من در جواب او اين فصل بنوشتم .
هامش
[ 1 ] - اس : در مراقى آن بال . متن از شع و صو [ 2 ] - اس « همه » را ندارد [ 3 ] - شع ، مب ، صو : مشغول دل [ 4 ] - اس : و نصرت . متن از شع و صو [ 5 ] - نسخ ديگر : + و او را بكام خويش ( چت : خود ) بديدند [ 6 ] - شع ، مب ، صو : دست يازيدند [ 7 ] - اس « ميمون او » را ندارد [ 8 ] - چت : غرشستان
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 324 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني