لا تخرجنّ من البيوت * لحاجة أو غير حاجه
و الباب أغلقه عليك * موثقا منه رتاجه
لا يقتنصك الجائعون * فيطبخوك بشورباجه [ 1 ] « 1 »
و سلطان در اين ايّام بفرمود و ببلاد ممالك توقيع روان كرد تا عمّال و معتمدان انبارهاى غلّه بريختند و بر فقرا و مساكين صرف كردند و جان ايشان از چنگال هلاك و مخلب احتناك [ 2 ] بستدند ، و آن سال بر آن حالت به آخر رسيد تا غلّات سنهء إثنين و أربعمائة در رسيد و نايرهء آن محنت منطفى شد و شدّت آن حال منتفى گشت ، و بارى تعالى باران رحمت فرو فرستاد و نموّ زرع و بركت ريع بقرار معهود باز رفت .
ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
« 2 » .
ذكر خانيان بعد از معاودت به ما وراء النّهر
سلطان يمين الدّوله بعد از هزيمت [ 3 ] حشم ترك جاسوسان روان كرد ، و از حال ايلك خان و برادر او طغان خان تجسّس و تفحّص فرمود . طغان خان ميل [ 4 ] بجانب
هامش
[ 1 ] - فتح الوهبى : فيطبخوك شورباجه
[ 2 ] - مب : و مخلب اغتيال
[ 3 ] - شع ، مب ، لد : بعد از كشفه . چت ، چق : بعد از كشفه و هزيمت
[ 4 ] - نسخ ديگر : ميلى
( 1 ) لا تخرجن من . . . : از خانه بيرون مشو براى حاجت يا غير حاجت - و در را به روى خود ببند چنان كه بستن آن استوار باشد - تا گرسنگان تو را شكار نكنند و در شوربا تو را نپزند .
( 2 ) ما يفتح اللّه . . . : آنچه را خداوند از بخشايش خود ( باران يا جز آن ) براى مردم بگشايد كسى آن را باز نتواند گرفت ، و هر چه باز گيرد ، آن را گشايندهاى نيست جز خدا ، و اوست تواناى دانا ( قرآن سورهء 34 « ملائكه » آيهء 2 ) .