كرمان با تصرّف گرفت و كورنكير بن جستان [ 1 ] را بنيابت و خلافت خويش آن جايگاه بگذاشت و روى بجانب فارس نهاد .
و اليسع چون بجانب قهستان رسيد رحل و ثقل خويش به جوين [ 2 ] بگذاشت و بر اميد استمداد و استنجاد به بخارا رفت و از حضرت ملك [ 3 ] در تقريب محلّ و اعزاز مكان و اكرام قدر او مبالغت رفت و در مجالس انس بمرتبت معاشرت و مؤانست مخصوص شد و در بعضى ايّام در اثناى معاشرت كه سورت شراب عنان تماسك او بستده بود مباسطتى بيش از قدر خويش آغاز نهاد و بر لفظ راند كه اگر دانستمى كه همّت آل سامان از اغاثت ملهوف و اعانت مكروب قاصر است و اميد مرتجى و ملتجى از حضرت ايشان خايب و كاذب ، به طرفى ديگر التجا ساختمى و از جانبى ديگر مدد خواستمى . خشونت اين كلمه مؤثّر آمد ، او را بگرفتند و به خوارزم فرستادند ، و ابو على سيمجور چون اين احوال بشنيد به جوين [ 2 ] فرستاد و رحل و ثقل و حواشى و مواشى و مخلّفات [ 4 ] او بكلّى بر گرفت .
و اليسع را به خوارزم رمدى سخت حادث شد و طاقت مقاسات آن الم نداشت از سر ضجرت و ملالت انگشت فرو برد و حدقهء خويش بيرون كشيد و جان در سر كار نهاد ، و اولاد و اعقاب الياس بعد از آن صحيفهء اليأس بر خواندند ، و كس ازيشان كرمان جز در خواب نديد و ملك كرمان بر عضد الدّوله قرار گرفت تا بجوار حق تعالى رفت و بهاء الدّوله ابو نصر بن عضد الدّوله وارث ملك او شد و آن اطراف بعدل و انصاف او آراسته گشت .
و چون سلطان ملك سجستان بگرفت و ميان او و بهاء الدّوله حقّ جوار و قرب ديار ثابت گشت ، در خطبهء كريمهء مودّت و رغبت در رغيبهء محبّت سلطان ، مفاتحات
هامش
[ 1 ] - مب : كورتكين بن حسنان . صو : كورانكير بن جستان . در « اس » بى نقطه است .
چت : كورتكين . حاشيهء آن ، كوركيز ، كورنكيز .
[ 2 ] - چت ، چق : بخوس .
[ 3 ] - صو : + نوح . چت ، چق : نوح بن منصور .
[ 4 ] - اس : مخلفان . متن از نسخ ديگر .