خاسرا به بغداد افتادند ، و بهاء الدّوله عزم مناهضت و مناصبت صمصام الدّوله پيش گرفت و ميان ايشان چند موقف اتّفاق حرب افتاد و بصره در ايّام اين فتنه خراب شد ، و بيشتر نواحى اهواز روى به خرابى نهاد ، و پسران بختيار در قلعه محبوس بودند بناحيت فارس ، طايفهاى از اكراد خسروى از براى تأريث آتش فتنه و ميل بجانب عيث و فساد ايشان را از قلعه بيرون آوردند .
و صمصام الدّوله بدفع ايشان مشغول شد و با ايشان چند نوبت مصاف داد و عاقبت در بعضى از آن محاربات شهيد شد ، و بهاء الدّوله از سر عاطفت قرابت و تعصّب عصبيت با آن طايفه شمشير انتقام از نيام بيرون كشيد و همه را از نواحى ممالك خويش دور كرد ، و سردار و امير ايشان [ 1 ] سلار بن بختيار بود ، كار او بدان رسيد كه بخفارت كاروانها و تجّار بايستاد و از جعالات [ 2 ] ايشان تزجّى مىكرد ، و بهاء الدّوله لشكرى بمدافعهء او [ 3 ] فرستاد و بدر واشهر [ 4 ] درو رسيدند و او را بقتل آوردند و از جملهء غلامان بهاء الدّوله يكى سر او برداشت و بتقرّب پيش بهاء الدّوله آورد ، و او بر آن ممتعض و خشمناك شد ، و بفرمود تا آن غلام را پوست تن از سر تا پاى بيرون كشيدند تا ديگران عبرت گيرند و بر قتل ملوك تجاسر ننمايند ، و عميد الجيوش را به بغداد فرستاد تا به تحصيل اموال و مراعات مصالح مملكت قيام كند [ 5 ] ، و او در آن شغل سيرت پسنديده پيش گرفت و بتقديم لطف و رعايت مهمّات حاجّ و اقبال بر ابواب عدل و توفّر بر تيمار داشت رعيّت نام نيك اندوخت و شكر او در زبان خاصّ و عامّ شايع و مستفيض شد تا عمر او بپايان رسيد ، و وزير الوزرا قايم مقام او گشت و او در اكتساب خيرات و احتساب مبرّات و رعايت رعيّت و طرح اتاوات [ 6 ] و دفع ظلامات و رفع رسوم جايره و سدّ اطماع مستأكله ، و احسان
هامش
[ 1 ] - نسخ ديگر : + نور الدوله .
[ 2 ] - شع ، مب : جعالت .
[ 3 ] - نسخ ديگر :
بمواقعهء او .
[ 4 ] - مب : كواشهر كرمان . در شع زير كلمه ، بردسير نوشته شده است .
[ 5 ] - شع ، مب : و مراعات مصالح آن اعمال و حفظ امور دولت و ترتيب مصالح مملكت قيام نمايد .
[ 6 ] - اس : اثاوات . شع : اتاوت . متن از چت .