با كافّهء خلق و جدّ در اصلاح نواجم شرّ و نوابغ [ 1 ] فتنه بر عميد الجيوش بيفزود و ملك فارس و كرمان با ديگر ممالك بهاء الدّوله مضاف شد ، و نواير فتنه نشست و كارها بنظام پيوست و امنى شامل و سكونى كامل ظاهر گشت و خلق از مضايق محنت و مفاسد ايّام فترت خلاص يافتند .
و ناحيت كرمان در عهد عضد الدّوله ، ابو على بن الياس داشت از قبل سامانيان ، و در ايالت آن حدود بى منازعى و مدافعى متمكّن بود و پسر خويش را اليسع بسبب خرقى كه در وى مىديد و نزقى كه در شمايل و مخايل او مشاهدت مىكرد ببعضى قلاع كرمان فرستاد و مدّتى محبوس بود ، و جمعى از جوارى و سرارى پدرش در آن قلعه بودند ايشان را نظرى افتاد بر محبس او ، بر حالت او رقّت آوردند و مقنعههاى خويش درهم [ 2 ] بستند و او را به روى قلعه فرو گذاشتند .
و چون لشكر از خلاص پسر آگاه شدند برو جمع آمدند و از تمادى ايّام پدر و طول مقاسات جفوات او تبرّم نمودند ، و ابو على برؤوس لشكر و وجوه قوم پيغام داد و از موجب نفرت و دواعى وحشت استعلام كرد و از سر تلطّف و تألّف سخن راند ، جوابى شافى نيافت و جز نفرت و ضجرت حاصلى نديد و همه جواب مطلق باز دادند و مفارقت ديار و امصار كرمان و قطع طمع از آن حدود تكليف كردند و چون او اصرار و انكار قوم ديد جز مدارات و ترك ممارات [ 3 ] چاره نديد ، لختى رخت و بنه كه داشت درهم بست و راه بخارا پيش گرفت و يسر [ 4 ] بن مهدى و تزمش [ 5 ] حاجب را پيش پسر بگذاشت تا بمدد راى و كمال دهاى ايشان كار پسر متمشّى شود . و چون ابو على به بخارا رسيد در تعهّد و تفقّد و اجلال و اكرام قدر او مبالغت رفت و در حضرت ملك ملازم بود تا در شوّال سنهء ستّ و خمسين و ثلثمائة سپرى شد .
هامش
[ 1 ] - اس . نوابع . متن از نسخ ديگر .
[ 2 ] - مب ، صو : برهم .
[ 3 ] - اس : مواراه .
متن از نسخ ديگر .
[ 4 ] - صو : بسر . مب ، چت ، چق ، فتح الوهبى : بشر .
[ 5 ] - مب : ترمش .