تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
فللّه وقت ذوّب الغشّ [ 1 ] ناره * فلا يبق الّا صارم او ضبارم « 1 »
و ايلك خان با حشر خويش بمحاذات او نزول كرد و آن روز جوانان لشكر چالش مىكردند تا بساط ظلمانى شب گسترده شد ، بر ميعاد محاربت از يك ديگر جدا شدند و سلطان به ترتيب مصاف مشغول شد و قلب لشكر به امير نصر برادر خويش و والى جوزجان ، ابو نصر فريغونى و ابو عبد اللّه طائى سپرد با جمعى از افراد اكراد و جنود هنود ، و امير حاجب [ 2 ] التونتاش را بميمنه فرستاد و ميسره به ارسلان جاذب سپرد و حصن قلب بپانصد سر فيل استوار كرد ، و ايلك خان خويشتن در قلب بايستاد و قدر خان را با لشكر ختن [ 3 ] در ميمنه بداشت و ميسره به جعفر تكين سپرد ، و روى بهم آوردند و جهان از غريو رعد كوس و نهيب برق شمشير پر مشغله و مشعله شد و بطانهء فيلگون [ 4 ] از اجزاى غبار بر ظهارهء كحلى فلك دوختند و در ظلمت معركه بمشاعل سلاح و شمعهاى سنان استضاءت نمودند و از بوارق شمشير رشاش خون باريدن گرفت ، و ايلك‌خان پانصد غلام ترك پياده كرد تا در پيش لشكر بتير موى مىشكافتند و به زخم شمشير كوه از جاى بر مىگرفتند . بحر حرب در موج آمد و زمين مصاف متزلزل شد . و سلطان چون حدّت بأس و شدّت مراس آن قوم بديد بر پشته‌اى فرو آمد و در حضرت بارى تعالى بتكفير يمين و تعفير جبين بايستاد و دست در دامن عنايت ازلى زد و به دو پناهيد و نصرت ازو خواست و نذرها تقديم كرد و صدقات را ملتزم شد و در تيسير فتح و نصرت بخداى عزّ و جلّ تضرّع كرد . پس پاى در پشت فيل
هامش
[ 1 ] - اس : نوب الغش . چت : ذابت العشق . متن از شع [ 2 ] - نسخ ديگر : + كبير [ 3 ] - اس و مب : چين ( ! ) متن از شع و چت [ 4 ] - صو : پيل‌گون . چت ، چق : نيلگون ( 1 ) فلله . . . خداى را وقتى است كه آتش او خيانت را آب مىكند و جز شمشير يا دلاورى چيزى نمىماند .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 286 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني