[ ذكر آل ميكال ]
و آل ميكال در علوّ همّت و كمال منقبت چنان بودهاند كه ابو الطمحان گويد ، شعر :
و إنّى من القوم الّذين هم هم * إذا مات منهم [ 1 ] سيّد قام صاحبه
نجوم سماء كلّما غاب كوكب * بدا كوكب تأوى [ 2 ] اليه كواكبه
أضاءت لهم احسابهم و وجوههم * دجى اللّيل حتّى نظّم الجزع ثاقبه
و ما زال منّا حيث كان مسوّد * تسير المنايا حيث سارت مواكبه [ 3 ] « 1 »
[ 4 ] و از مفاخر ابو نصر ميكالى دو پسر بودند كه هر يك كوكبى بود در سماء
هامش
[ 1 ] - « مب » و حاشيهء شع : منا
[ 2 ] - اس ، لد : يأوى . متن از نسخ ديگر
[ 3 ] - شع ، مب ، لد : كتائبه . حاشيهء شع : ركائبه
[ 4 ] - از « از جملهء رسائل او . . . » در صفحات قبل تا اينجا در « چت » نيست
( 1 ) و انى . . . : همانا من از قومى هستم كه ايشان ، ايشاناند ( شريف و بزرگوارند همچنان كه بودند ) وقتى كه سرورى از آنان بميرد رفيق او ( سرور ديگرى ) جانشين او مىشود - ستارگان آسماناند هر گاه ستارهاى ( سرورى از ايشان ) نا پديد گردد ستارهء ديگر ظاهر مىشود كه ستارگان ديگر ( نزديكان و عشيرهء او ) به سوى او فراهم مىآيند - حسبها و روىهايشان تاريكى شب را چنان روشنايى داد كه سوراخ كنندهء مهرهء يمانى بدان روشنايى توانست مهره را در نخ بچيند - هر جا كه سرورى از ما باشد مرگها به همراهى لشكريان وى حركت مىكنند ( لشكريان وى و نيز سپاه مرگ به همدستى يك ديگر دشمنان را هلاك مىكنند ) .