أبت أقدارهم أن ينصرونى * بمال أو بجاه أو براى « 1 » [ 1 ]
و خافوا أن يقال لهم خذلتم * صديقا فادّعوا قدم الجفاء [ 2 ] « 2 »
يكى از افاضل عصر در مدح او مىگويد ، شعر :
كلام الإمام إمام الكلام * و فوه يفوه بحرّ [ 3 ] النّظام
مزاج معانيه فى نظمها * مزاج المدام بماء الغمام [ 4 ] « 3 »
همو گويد ، شعر :
الا ايّها الشّيخ الجليل و من به * تبلّج أفق الدّهر عن فلق البشر [ 5 ]
لئن كنت فى الدّنيا و انت وشاحها * عيانا فإنّ الدرّ فى صدف البحر
و لم تحوك [ 6 ] الدّنيا لأنّك دونها * و لكنّ لبّ الشّىء يحصن بالقشر
و قد صين نصل السّيف تحت قرابه * كما صين نور العين بالجفن و الشّفر [ 7 ] « 4 »
هامش
[ 1 ] - اس ، لد : ثراء . متن از شع
[ 2 ] - اين ابيات در نسخهء چت نيست
[ 3 ] - حاشيهء شع : بدر
[ 4 ] - چت اين دو بيت را ندارد
[ 5 ] - شع : البر
[ 6 ] - اس : لم يحرك . متن از نسخ ديگر
[ 7 ] - چت ، اين ابيات را ندارد .
( 1 ) أبت أقدارهم . . . : شأن ايشان ابا كرد از اين كه با مال و جاه و تدبير مرا يارى كنند - و ترسيدند از اين كه به آنان گفته شود كه دوستى را خوار كرديد پس ادعاى قدمت جفا نمودند ( گفتند كه ستم از طرف من بوده و آنان مقابله به مثل كردهاند ) .
( 2 ) كلام الامام . . . : سخن امام ، امام سخنهاست و دهان او به حر نظام ( مرواريد نظم ) سخن مىگويد - آميزش معانى با تركيبات و الفاظ در سلاست و شيرينى حكم شراب دارد كه با آب باران در آميزد .
( 3 ) كلام الامام . . . : سخن امام ، امام سخنهاست و دهان او به حر نظام ( مرواريد نظم ) سخن مىگويد - آميزش معانى با تركيبات و الفاظ در سلاست و شيرينى حكم شراب دارد كه با آب باران در آميزد .
( 4 ) الا ايها الشيخ . . . : هان اى شيخ بزرگوار و كسى كه با او افق روزگار از صبحگاه بشارت روشن شد - اگر در دنيا هستى در حالى كه آشكارا زيور آن مىباشى پس همانا مرواريد در اندرون صدف درياست - دنيا حاوى تو نيست ( كه تو پستتر از آن باشى ) زيرا تو جز آن هستى ليكن مغز هر چيز با پوست استوار مىگردد - آهن شمشير زير غلاف نگه - دارى مىشود چنان كه نور چشم با پلك و مژهها مصون مىگردد .