ذكر حال موافقت سلطان با ايلك خان و باز بمخاصمت رسيدن
چون سلطان عرصهء خراسان از معاندان پاك گردانيد و دشمنان آل سامان را نيست كرد ، ايلك خان ما وراء النّهر با تصرّف گرفت و ملوك آل سامان و اولاد و احفاد ايشان را بدست آورد ، و آن خطّه از أرومه و جرثومهء ايشان خالى كرد و بسلطان نوشت و او را بر وراثت ملك خراسان تهنيت كرد و در شعب هوا [ 1 ] و سلك ولاء او قدم گزارد [ 2 ] و ميان ايشان وصلتى رفت و اسباب ممازجت و مواشجت مستحكم شد و ذات البين از صدق و داد بمحض اتّحاد پيوست .
و در وقت آنكه سلطان از بهر دفع منتصر به نيسابور رفت امام ابو الطّيّب سهل بن سليمان الصّعلوكى كه امام حديث بود برسالت به ايلكخان فرستاده بود و طغانجق والى سرخس را با وى روان كرده و در خطبهء كريمهاى از كرايم او رغبت نموده و پيش از حدّ عدّ و حصر نفايس اموال در صحبت او بفرستاده از شفشهاى [ 3 ] زر و ياقوتهاى بهرمان [ 4 ] و عقايل درّ و مرجان و تختهاى جامه و بيضهاى عنبر و اوانى زر و سيم مشحون بشمامات كافور و ديگر محمولات ديار هند از درختهاى عود و تيغهاى بلارك [ 5 ] و فيلان جنگى آراسته بالوان ملابس و مناطق مرصّع كه وهم در وصف جواهر آن خيره [ 6 ] مىشد و چشم در تلألؤ لآلى آن تيره [ 7 ] مىگشت و اسبان نامدار با زين و سر افسار زر و ديگر انواع اعلاق و رغايب .
و چون امام ابو الطيب بديار ترك رسيد بمورد او اهتزاز و ارتياح نمودند و
هامش
[ 1 ] - چنين است به الف در همهء نسخ خطى موجود و نسخهء چت
[ 2 ] - چنين است به زا در همهء نسخ خطى موجود . چت و چق : گذارد
[ 3 ] - چت ، چق : شوشهاى . حاشيهء چت : شفشهاء
[ 4 ] - اس : بهرمانى . متن از نسخ ديگر
[ 5 ] - اس : پلارك . متن از نسخ ديگر
[ 6 ] - شع : تيره
[ 7 ] - شع : خيره