و قابوس ، بابى بن ابى سعيد [ 1 ] را بمحاربت ايشان فرستاد و به اصفهبد شهريار نوشت تا در صحبت او منتظم شود و بابى روى به نصر آورد و بشرايط تحفّظ و تيقّظ قيام ننمود و از دقايق احتراس و احتراز غافل شد ، و نصر پيش باز رفت و راهها نگاه داشت تا بر جليّهء [ 2 ] حال او كس را وقوف نيفتد و مستعدّ و متشمّر بايستاد . ناگاه بابى برسيد و لشكرى كه با او بودند از مكيدت نصر خبر نداشتند غافل و متفرّق بر عقب او مىآمدند . بابى [ 3 ] بمناوشت و مهارشت بايستاد و عاقبت منهزم و شكسته بيرون رفت و لشكر او بر دست نصر و اعوان او بفنا رسيدند .
و اين فتح پيش مجد الدوله وقعى [ 4 ] تمام داشت و مكان و مكانت نصر پيش او معمور شد و مجد الدّوله خال خويش رستم بن مرزبان را با سه هزار مرد بمدد او فرستاد و اصفهبدى [ 5 ] شهريار بر خال خود تقرير كرد ، و نصر تا دماوند [ 6 ] باستقبال او برفت و بمظاهرت و معاونت او قيام نمود و ولايت او مستخلص كرد ، و اصفهبد شهريار به ساريه [ 7 ] رفت و به منوچهر بن قابوس التجا كرد ، و در ميان اهل فريم غلايى عظيم ظاهر شد بسبب تردّد لشكرها و تفحّص از مواضع غلات و اقوات و تاراج كردن [ 8 ] بى - عوضى و ثمنى . و نصر بدين سبب از رستم باز ماند و از مصاحبت او جدا شد و اصفهبد چون رستم را از مدد و معاونت نصر خالى يافت بر سر او تاختن كرد و او را از ولايت براند و او منكوب و منخوب [ 9 ] با رى آمد و اصفهبد در ولايت خويش متمكّن گشت .
و درين ايّام ابو نصر بن محمود الحاجب [ 10 ] بسببى از اسباب بولايت قابوس
هامش
[ 1 ] - نسخ ديگر : بابى بن سعيد
[ 2 ] - اس : حليهء . چت ، چق ، صو : حيله .
مب : كيفيت . متن از شع .
[ 3 ] - نسخ ديگر : + زمانى
[ 4 ] - نسخ ديگر : موقعى .
[ 5 ] - شع ، صو : + ناحيت
[ 6 ] - شع ، مب : دباوند
[ 7 ] - شع ، مب ، صو : بسارى
[ 8 ] - شع ، مب : + آن
[ 9 ] - مب : منهوب
[ 10 ] - اس : نصر بن الحاجب محمود . متن از نسخ ديگر