و ابو الفضل احمد بن عبد اللّه [ 1 ] الميكالى گويد ، شعر :
لا تعصينّ شمس العلى قابوسا * فمن عصى قابوس لاقى بوسا « 1 »
و چون ابو على حموله از آن هزيمت به قومس رسيد به نصر بن الحسن بن فيروزان نامه نوشت و او را بر سبيل استعجال پيش خواند تا بتدارك كار و تلافى عار مشغول شود و باستيناف مناجزت و سدّ حادثهء ثلمت قيام نمايد و از خوف لشكر قابوس امكان توقّف نداشت ، كوچ كرد و به رى آمد ، و نصر تا سمنان بيامد و چون به ابو على نرسيد آنجايگاه توقّف كرد و به مجد الدّوله نوشت و مدد خواست و بكفايت آن مهمّ متكفّل شد و مدّتها منتظر مدد بود تا بعد از امتداد ايّام پسر بكتكين حاجب را با ششصد سوار ترك به دو فرستادند و او به مكان ايشان مستظهر شد .
هامش
[ 1 ] - نسخ ديگر : ابو الفضل عبد اللّه بن احمد
( 1 ) لا تعصين شمس . . . : ( اى نفس ) به شمس المعالى قابوس نافرمانى مكن زيرا هر كس به قابوس عصيان كند به شدت و بلا مىرسد .