و دم رفيعا عالى القدح * ممتنع الملك على القدح « 1 »
و سلطان ولايت سيستان [ 1 ] ببرادر خويش نصر بن ناصر الدين داد ، و با ولايت نيسابور و امارات خراسان مضاف كرد و امير نصر وزير خويش نصر بن اسحق را بخلاف خود در آن اعمال بگذاشت و او در ضبط ولايت و شرط جبابت آثار امانت و انوار صيانت و دقايق سياست و شرايط حراست تقديم كرد . و سلطان بدار الملك بلخ باز آمد بر نيّت غزوى كه شرح آن در موضع خويش بادا رسد .
ذكر شمس المعالى قابوس بن وشمگير و رسيدن او با سر مملكت خويش
شمس المعالى قابوس مدّت هجده سال به خراسان بماند و بر انقلاب احوال و تصاريف ايّام و حوادث زمان مصابرت مىنمود و در مروّت و علوّ همّت او نقصان [ 2 ] نيامد و رونق حال و طراوت جاه او كم نشد ، و هيچ كس از كبار امراء خراسان و معارف دولت بنماند [ 3 ] كه مغمور احسان و مشمول انعام او نشد و كس به روى سلامى نكرد كه نه از صلت و ايادى [ 4 ] او بحظّى كامل و نصيبى وافر متحظّى گشت . لباس تشريف و خلعت او خاصّ و عامّ بپوشيد و كأس عوايد و عوارف او وضيع و شريف بنوشيد .
و ملوك آل سامان مىكوشيدند كه او را بمراد با مقرّ عزّ خويش رسانند و شرف
هامش
[ 1 ] - شع ، مب ، صو : سجستان
[ 2 ] - نسخ ديگر : نقصانى
[ 3 ] - نسخ ديگر :
نماند
[ 4 ] - مب ، شع ، صو ، لد : و عطاياى . متن از اس و چت .
( 1 ) و دم . . . : و در مقام بلند پايدار باش در حالى كه تير تو بالاتر باشد و ملك را از قدح و سرزنش باز دارنده باشى .