و فساد خويش بپرداختند و شوايب كدورت از مشارع و مشارب اين مملكت برخاست و آن نواحى از دبيب عقارب و صرير جنادب خالى گشت و يكى از اهل عصر در ذكر اين فتح مىگويد ، شعر :
يا ايّها الملك الّذى زند [ 1 ] المعالى يقتدح * لا زال ثغرك باسما من أجل ثغر تفتتح [ 2 ] « 1 »
و ابو منصور ثعالبى در ذكر اين فتح مشهور و نجح مذكور مىگويد ، شعر :
يا خاتم الملك و يا قاهر ال . . . . . املاك بين الاخذ و الصّفح
عليك عين اللّه من فاتح * للارض مستول على النّجح
راياته تنطق بالنّصر بل * تكاد تملى كتب الفتح
كم اثر فى الدّين أثّرته * يقصر عنه اثر الصّبح
و كم بنى للملك شيّدتها * يثنى عليها ألسن المدح
فاسعد بأيّامك و استغرق * الاعداء بالكبح و بالذّبح « 2 »
هامش
[ 1 ] - اس : حييت يا ملكا به زند . متن از باقى نسخ خطى و حاشيهء اس
[ 2 ] - اس ، مب : يفتتح
( 1 ) يا ايها الملك . . . : اى پادشاهى كه چخماق معالى با تو بر افروخته مىشود ، دندان تو همواره خندان باد به سبب مرز و ناحيهاى كه فتح مىكنى .
( 2 ) يا خاتم الملك . . . : اى ختم كنندهء سلطنت و اى غلبه كننده به پادشاهان با گرفتن و بخشيدن - خدا نگه دار باد فاتح زمين و غلبه كننده بر مقصود را - درفشهايش به پيروزى سخن مىگويد بلكه نزديك است نامههاى فتح را املا كند - چه قدر از اثرها كه در دين به جا گذاشتى چنان كه روشنايى صبح در مقابل آنها ناچيز است - و چه قدر از بناهاى ملك كه آنها را استوار كردى زبانهاى ستايش بر آنها ثنا مىگويند - پس در روزگار خود خوشبخت باش و به دشمنان مسلط باش با بند زدن به آنان و سربريدن -