تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
قهستان به دو دادند و او قابوس را فرو گذاشت و آن مواعيد خلاف كرد و به سمت خذلان و إخلاف وعد و تكذيب قول مبالاتى [ 1 ] نكرد و به اسفراين رفت و قابوس بخفّى حنين « 1 » باز گرديد و با نيسابور آمد و منتظر مساعدت ايّام و امكان فرصت بنشست . و چون دانست كه كار آل سامان روز بروز در نقصان است و از هر گوشه‌اى وهنى و از هر طرفى ثلمه‌اى حادث مىشود و توّقع از ايّام ايشان داشتن بلمع سراب مغرور شدن است و نقش بر صفحهء آب نگاشتن ، بتدبير كار خويش مشغول شد و اصفهبد [ 2 ] شهريار بن شروين را بناحيت كوه شهريار [ 3 ] فرستاد باستخلاص آن ولايت ، و رستم بن مرزبان خال مجد الدّوله ابو طالب رستم بن فخر الدّوله آنجايگاه مقيم بود ، و اصفهبد با او مصاف كرد و او را بشكست و از لشكر او غنيمت فراوان حاصل كرد و در آن نواحى خطبه و سكّه بنام شمس المعالى بكرد ، و بابى بن سعيد در ميان جمعى از جيل استندارى [ 4 ] مقيم بود و با ايشان به ظاهر تودّدى مىنمود و دل و ضمير او بهواى شمس المعالى قابوس مشحون بود ، و نصر بن الحسن [ 5 ] بن فيروزان بسبب قحطى كه در ولايت ديلم حادث شده بود بولايت ايشان افتاد و در ولايت طامع شد و لشكرى بر سر ايشان فرستاد و همه را آواره كرد و اصفهبد ابو الفضل [ 6 ] را بگرفت و محبوس كرد و در حبس او بود تا وفات يافت . و بابى با نصر [ 7 ] دوست شد و هر دو دل بر استخلاص آمل نهادند ، و ابو العباس
هامش
[ 1 ] - اس : مباراتى . [ 2 ] - مب : اسفهبد [ 3 ] - شع ، مب ، صو : بناحيت شهريار . چت : بناحيت كوه شهربار [ 4 ] - اس ، شع : جبل اسفندارى . صو : قوم استفنديارى . مب : جيل اسفنداريه . متن از چت و چق و حاشيهء شع [ 5 ] - اس : ناصر بن الحسن . مب : نصر بن الحسين . متن از شع [ 6 ] - چت ، چق : اصفهبد كلاذخال [ 7 ] - اس : با بابى با نصر . مب : بابى سعد با نصر . متن از شع ( 1 ) بخفى حنين . . . : ( رجع بخفى حنين ) يعنى با دو كفش حنين بازگشت ( رك : تعليقات ) .