تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
سلطان بهدم آن حصار و ردم آن ديوار برجوشيدند و بجدّى هر چه تمامتر در استخلاص حصار طاق نطاق بستند [ 1 ] و اصحاب خلف بممانعت برخاستند و شرر شرّ مشتعل شد و فيلى كه معظم أفيال بود بقوّت ناب باب آن حصار بيرون كشيد و در هوا انداخت و خلقى را از اعوان خلف تلف كرد ، ديگران با حصار اندرونى گريختند و بمحاجزه باز ايستادند . خلف از بهر مطالعهء واقعه و مشاهدهء حادثه از موضع خويش بيرون آمد ، فضيحت آن مقام و بسالت آن قوم ديد ، و عرصهء زمين بعفاريت انس و شياطين بشر موج مىزد و همان فيل برابر چشم او سوارى را بخرطوم از پشت زين [ 2 ] در ربود و مقدار دو نيزه بالا در هوا انداخت و چون بنشيب آمد در هوا بدندان به دو نيم كرد و جمعى ديگر را در زير پاى پست گردانيد و بمنكب تكيه فرا در قلعه زد و از جاى بركند . چون خلف آن حال مشاهدت كرد بيم بود كه از غايت خوف و رعب جانش از قالب بيرون افتد بفرياد آمد و امان خواست ، و سلطان از سر كرمى كه در طينت پاك او مجبول بود او را امان داد و شمشير انتقام در نيام نهاد و خلف دست بجوايز و صلات و مواهب و عطيّات برگشاد و خود را در پيش سلطان انداخت و شيبت سپيد در خاك ماليد و بساط بارگاه بنثار جواهر پر كرد و درهاى چند بر پاشيد كه نور آن شعلهء خورشيد را بپوشاند [ 3 ] و چشمها را خيره گرداند [ 4 ] و در شكر صنيعهء سلطان و عواطف رحمت و عوايد رأفت او و طىّ كتاب عتاب و نشر جناح عفو و مغفرت مبالغت كرد . و سلطان در اكرام قدر و تبجيل محلّ او آثار اريحيّت باظهار آورد و او را
هامش
[ 1 ] - شع ، لد : نطاق خدمت بستند [ 2 ] - اس : از روى زمين . متن از نسخ ديگر [ 3 ] - شع : شعلهء خرشيد بپوشيد [ 4 ] - لد : از « و درهاى » تا « خيره گرداند » را ندارد .