تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
خذلان منحوس شد ، جام حمام خواهد نوشيد و در حميم جحيم خواهد جوشيد . و در ميان هنود قاعده‌اى مستمر است كه هر پادشاه كه در دست اهل اسلام اسير شد ديگر بار پادشاهى را نشايد و حكم او در حلّ و عقد ملك نافذ نباشد ، و چيپال بدان سبب از معرض پادشاهى دامن در كشيد و سر بتراشيد و خود را در آتش انداخت و بدرك اسفل دوزخ رسانيد . سلطان را ديگر بار هزّت غزو و نشاط مجاهدت متجدّد گشت و خواست كه آن فتح نامدار را قرينه‌اى و آن كار بزرگوار را ضميمه‌اى سازد ، بر صوب ويهند نهضت فرمود و آن نواحى را مستخلص گردانيد و طايفه‌اى از جنود هنود كه بر آكام و آجام اين حدود [ 1 ] بعيث و فساد و فسق و عناد برخاسته بودند همه را طعمهء سيوف و عرضهء حتوف كرد و بتطهير آن مواضع از خبث و نكد ايشان احتساب جست [ 2 ] و با فتحى رايع و نجحى شايع و حولى متين و نصرى مستبين بدار الملك غزنه باز آمد رخسار اسلام بگلگونهء نصرت جلا داده و پشت بدعت و شرك بحسام انتقام شكسته . و خلف بن احمد در اثناء اين حال پسر خويش را طاهر ولى عهد كرد و مفاتيح خزاين به دو سپرد و مقاليد ممالك به دو تسليم كرد و خود منزوى شد ، روى بعبادت آورد و بتنسّك تمسّك جست و از ملك استعفا نمود تا مگر بوسيلت اين حيلت كأس يأس و دور جور سلطان ازو در گذرد . چون مدّتى برين حال بگذشت از كرده پشيمان شد و بر ترك ملك و تجافى از منصب حكم نادم و متحسّر گشت و مكنت تظاهر و قدرت تجاهر بوارد خاطر و حادث انديشهء خود نداشت تا حيلتى بر انداخت و خود را بيمار ساخت و پسر را از بهر تجديد وصيّت و تمكين از خفايا و خباياى وديعت پيش خواند و طايفه‌اى را از
هامش
[ 1 ] - شع ، مب : آن حدود [ 2 ] - شع ، مب : احتساب ثواب جست .