و اين قطعه ابو سعد بن دوست [ 1 ] الابى گفته است ، شعر :
للامير المظفّر العالم العا * دل فينا ابى المظفّر نصر
كرم فى شجاعة و سخاء * فى وفاء و دولة مع نصر
و معال لو رامها بخت نصر * يوم فخر أعيت على بخت نصر
فبه نقطع الخطوب و نفرى * و به ندفع الكروب و نصرى « 1 »
و منتصر از آن هزيمت بميان تركان غز افتاد و ايشان لاف خدمتگارى آل سامان زدندى و در هوا و ولاى ايشان قدم گزاردندى [ 2 ] ، بمقدم او مباهات نمودند و قصد او
هامش
[ 1 ] - شع ، مب ، صو : ابو سعيد بن دوست
[ 2 ] - در همهء نسخ خطى موجود « گزاردندى » به زاء آمده .
( 1 ) للامير المظفر . . . : امير مظفر دانا و دادگر ابو المظفر نصر كه در ميان ماست - داراى كرامت با شجاعت و سخا با وفا و دولت و اقبال با پيروزى است - بزرگىها و مزايايى دارد كه اگر « بخت نصر » در روز افتخار آنها را آرزو كند از رسيدن به آن ناتوان مىگردد - با اوست كه ما كارها را قطع و فصل مىكنيم ( و اصلاح مىكنيم ) و با اوست كه بلاها را دفع مىكنيم .