تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
به نيسابور آورد ، و منتصر ، ارسلان بالو و ابو القاسم سيمجورى [ 1 ] را بمناصبت او فرستاد و ميان ايشان كوشش و كشش بسيار رفت و لشكر امير نصر بشمشير انتصار داد از لشكر منتصر بستدند و عاقبت ايشان را بشكستند ،
وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً
« 1 » . و امير نصر در نيسابور رفت و مردم شهر شادى نمودند و آذين بستند و چون قطره‌هاى باران نثار زر و سيم ريختن گرفتند ، و منتصر به راه ابيورد بيرون رفت و لشكر امير نصر بر عقب او روانه شدند تا او را بحدود جرجان انداختند و امير شمس المعالى قابوس دو هزار مرد از أنجاد اكراد بمدافعت او پيش باز فرستاد تا او را جواب باز دادند و از حدود مملكت او براندند ، و در آن محنت فرو ماند و بدانست كه بدر رى راى خطا كرد ، و در مخالفت قابوس و ردّ نصيحت او را ، صواب گم شد ، و بر ارسلان بالو متغيّر گشت بسبب تحكّمى كه مىكرد و در امور ملك و حوادث مهمّات استيلا مىنمود و از سر شطط و جدل سخن مىراند ، و آن وحشت باستحكام پيوست و آن كينه در دل منتصر راسخ شد و نسبتى ديگر در هزيمت نيسابور از پيش امير نصر به دو كردند كه از سر منافست و محاسدت ابو القاسم [ 1 ] در آن مصاف جدّى ننمود و راه تخاذل پيش گرفت و اين نسبت نيز مدد آن وحشت شد و منتصر از سر آن حقد ارسلان بالو را بقتل آورد ، و لشكر جمله از آن واقعه آشفته شدند و همه زبان انكار و وقيعت در منتصر كشيدند . ابو القاسم سيمجورى [ 1 ] بمرمّت آن حال و رفوى آن خرق باز ايستاد و تسكين آن نايره و اطفاء آن جمره بكرد تا همه ساكن شدند و آن شورش و اضطراب نقصان
هامش
[ 1 ] - نسخ ديگر : ابو القاسم سيمجور ( 1 ) فولوا على . . . : ايشان رو گردانيدند و رميدند ، و همهء كارهاى خدا به تقدير و اندازه است ( رك : تعليقات ) .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 189 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني