محافظت بر مصالح اين دولت و تذمّر و تنمّر از جهت حلول نكبت بساحت اين مملكت واجبست ، و چون بيگانه در ميان آمد و بخانهء قديم و منصب موروث آل سامان گردن طمع دراز كرد آن مدافعت بر من لازم است و آن ممانعت در ذمّت همّت من واجب .
ايشان آن عشوه بخريدند و بزخارف اقوال و مخارق افعال او مغرور گشتند .
بكتوزون و ينالتكين فايقى و ديگر قوّاد و امرا باستقبال او روان شدند و چون در مجلس او قرار گرفتند همگنان را محكم ببست و اموال و مراكب و اسلحهء همه بتاراج بداد . و عبد الملك از غصّهء اين حيلت و محنت اين غيلت بى سامان شد ، و جز گريختن و دست در دامن اختفا آويختن چاره ندانست ، و ايلك خان روز سه شنبه دهم ذو القعده سنهء تسع و ثمانين و ثلثمائه در بخارا آمد و بسراى امارت نزول كرد و جاسوسان را برگماشت تا عبد الملك را بدست آوردند ، و او را بگرفت و به اوزكند فرستاد و او آنجايگاه سپرى شد و شعلهء دولت آل سامان يكبارگى فرو مرد و حال ايشان بزوال رسيد ،
سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا
« 1 » .
ذكر خروج منتصر ابو ابراهيم اسماعيل [ 1 ] بن نوح و آنچه ميان او و ايلك خان و امير نصر بن ناصر الدين حادث شد
چون ايلك خان ، بخارا بگرفت ابو الحارث مكحول و عبد الملك و ابو ابراهيم و ابو يعقوب فرزندان نوح بن منصور را بدست آورد و اعمام ايشان ابو زكريّا و
هامش
[ 1 ] - مب : ابو ابراهيم بن اسماعيل
( 1 ) سنة اللّه . . . : اين آيين خداست دربارهء كسانى كه پيش از اين بودند و آيين خدا را تغييرى نمىبينى ( قرآن سورهء 33 « احزاب » آيهء 62 ) .