تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
رسيد و علوّ جدّ و كمال اقبال او از ذروهء افلاك برگذشت و ملك خراسان و وراثت سلطنت آل سامان او را مهنّا و مهيّا شد و منازعان و معارضان او در اطراف و اكناف جهان متفرّق و متمزّق گشتند ، بيت :
ز چنگال شيران برون كرد ملك * ز كام نهنگان بر آورد كام
بعد از آن وقعه روى به طوس آورد تا بكتوزون و ابو القاسم سيمجورى [ 1 ] بهم نپيوندند و از اجتماع ايشان فسادى حادث نگردد و فتنه‌اى متولّد نشود . بكتوزون از آن خوف راه جرجان پيش گرفت . و سلطان ، ارسلان جاذب را بر عقب او بفرستاد تا چون رجوم نجوم در پى عفاريت بر اثر او مىرفت تا او را از حدود خراسان بيرون كرد و روى با خدمت نهاد ، و سلطان طوس را در اعتداد او آورد و او را با جمعى از طبقات لشكر به طوس بگذاشت و به هرات رفت از بهر مطالعت آن اعمال و تجديد عهد بدان مراسم و اطلال . و بكتوزون چون فرصت غيبت سلطان دريافت ديگر بار با نيسابور آمد و اظهار شعار دعوت عبد الملك آغاز نهاد و ندانست كه ملكى كه دعايم مبانى آن بدست تصاريف ايّام منهدم شد و قواعد آن به حكم تمادى روزگار واهى گشت بسعى باطل و جهد بى حاصل منتعش نگردد و خشت كه از قالب بيرون افتاد استقرار او در مكان معهود امكان ندارد ، و محصول اين حركت آن بود كه سلطان را كلفت معاودت و مشقّت مراجعت تحمّل بايست كرد تا [ 2 ] بيك ركضت بر سر او دوانيد و او به راه ابيورد بيرون رفت و لشكر سلطان بر اثر او مىرفت [ 3 ] تا به راه بيابان روى به مرو نهاد و خواست تا در مرو نشيند و بحصانت شهر منحصر [ 4 ] شود ، اهل مرو بتعصّب و هوادارى سلطان برخاستند و او را جواب بازدادند ، او از سر غيظ شهر را غارت كرد و در بيابان آمل [ 5 ] به بخارا رفت .
هامش
[ 1 ] - شع ، مب ، صو : سيمجور [ 2 ] - تا ، از « اس » ساقط شده است [ 3 ] - مب ، شع : او مىرفتند [ 4 ] - اس ، صو : متحصر . مب و حاشيهء شع : متحصن . متن از شع [ 5 ] - چنين است در نسخهء اس و صو . شع ، چت : آمويه . مب : آمد
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 179 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني