ميان هر دو برادر نزديك شد در باب اتّفاق و ائتلاف و مجانبت از جانب خلاف استيناف رفت و سفيران و متوسّطان در اصلاح ذات البين سعى بليغ نمودند ، تقدير آسمانى غالب آمد و شرر شرّ مشتعل شد .
امير سيف الدّوله انصار خويش را عرض داد [ 1 ] وصف بياراست و ميمنه و ميسره راست كرد و كمات جنود و حمات جيوش او چون شير شرزه كه هنگام جنگ چنگ در گريبان اجل زند و در وقت نبرد چون گرد با باد هوا بر آويزد در مبارزت آمدند ، شعر :
سفع الدّءوب وجوههم فكأنّهم * و أبوهم سام ابوهم حام
تخذوا الحديد من الحديد معاقلا * سكّانها الارواح و الاجسام
مسترسلين [ 2 ] إلى الحتوف كأنّما * بين الحتوف و بينهم أرحام [ 3 ] « 1 »
و امير اسماعيل با موالى و مماليك خويش و اصحاب و اتباع پدر بمقابلهء او آمد و قلب و جناح بهياكل فيلان چون كوه ثهلان بداشت و چون هر دو [ 4 ] بهم رسيدند شمشير
هامش
[ 1 ] - شع ، مب : عرض بازداد
[ 2 ] - چت و متن تاريخ عتبى : مترسلين . « منينى » همين ضبط را برگزيده است
[ 3 ] - در چت و حاشيهء شع و متن تاريخ عتبى اين بيت علاوه آمده است :آساد موت مخدرات مالها * الا الصوارم و القنا آجام[ 4 ] - شع ، مب ، صو : هر دو صف
( 1 ) سفع . . . : رنج و كوشش ( و تحمل كارهاى سخت ) روىهاى آنان را سياه كرده بود ، گويى پدرشان حام ( جد سياه پوستان ) بوده ، حال آن كه پدرشان سام ( جد سفيد پوستان ) است - آهن ( زره ) را در برابر آهن ( شمشير ) پناهگاه ساختند ، پناهگاهى كه ساكنانش روانها و تنها هستند - با گشادهرويى ( يا با تأنى و بى اضطراب ) به سوى مرگ مىرفتند ، چنان كه گويى ميان آنان و مرگ پيوند و خويشى است .