تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
رفت و خيال بست كه در پردهء خفا و كلّهء اختفا بمراد خويش متحظّى شود . ناگاه پيرامن مستتر او فرا گرفتند و مكتوف و ملهوف او را بيرون كشيدند و به بخارا فرستادند و قضاء بارى تعالى درو نافذ شد ، و فذلك حال او بر موجب حساب پدر بپايان رسيد و امّ المؤمنين امّ سلمه در انشاء اين دو بيت از حقيقت عيان بيان كرده است ، شعر :
لو كان معتصما من زلّة أحد * كانت لعائشة الرّتبى على النّاس قد ينزع اللّه من قوم عقولهم * حتّى يتمّ الّذى يقضى على الرّاس « 1 »
و اميرك طوسى در جملهء سپاه سيف الدّوله منتظم بود تا عزم نهضت ما وراء النّهر و كفايت كار لشكر ترك محقّق شد ، در اثناء اين حال بتهمتى و ريبتى كه ازو در خيال افتاد احتياط چنان اقتضا كرد كه او را بگرفت و فرع واقعهء او باصل مسئلهء ابو على و ديگران الحاق افتاد . و چون ناصر الدّين از واقعهء طوس باز گرديد به بلخ مطمئنّ و متمكّن شد [ 1 ] . خبر حادثهء ابو على و اصحاب او برسيد و بر عقب آن اخبار مصائب جمعى از ملوك و اكابر عراق و خراسان در مدّتى نزديك از هر طرف متواتر و مترادف شد ، شعر :
جرت الرّياح على محلّ ديارهم * فكأنّهم كانوا على ميعاد « 2 »
و بيان اين سخن آنست كه : مأمون بن محمّد بر دست غلامان خويش در ضيافت
هامش
[ 1 ] - نسخ ديگر : متمكن بنشست ( 1 ) لو كان معتصما . . . : اگر كسى از لغزش و خطا مصون مىبود در اين باره عايشه بر مردم فضيلت و برترى داشت - گاهى خداوند از گروهى خرد آنان را مىگيرد تا حكمى را كه بر شخص مىكند تمام سازد . ( رك : تعليقات ) ( 2 ) جرت الرياح . . . : بادها به محل ديارشان وزيد ، گويى ايشان بر سر وعده گاه بودند ( همه گرفتار مصائب شدند ) .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 145 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني