تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
او التجا ساخت و دندان از حدود خراسان بر كند او را بحدود دامغان و قومس و جرجان خواند و از معاملات آن نواحى مواجب و اقامت او و لشكرش ترتيب داد و خاتمهء كار و مآل حال او در موضع خويش شرح داده شود [ 1 ] ان شاء اللّه تعالى . و بعد از حادثهء ابو نصر بن ابى زيد ، ملك نوح مونس [ 2 ] خادم را به حضرت ناصر الدين فرستاد و در تفويض وزارت به كسى از كفات ملك كه نظم امور برأى او منوط و مضبوط باشد مشورت كرد . ناصر الدين اين اختيار با رأى ملك تفويض كرد و به خدمت هر كس كه رأى او اختيار كند از وزرا ، ملتزم شد . اختيار بر ابو المظفر بزغشى [ 3 ] افتاد و او بخلعتى لايق سيادت و موافق كفايت او از حضرت مشرّف گشت ، و در ملابست آن منصب آثار حصافت و دلايل صرامت ظاهر گردانيد و آيين خوب نهاد و تا خاتمت عمر ملك نوح مباشر آن شغل بود . و امير ناصر الدّين با بلخ رفت و امير سيف الدّوله به نيسابور شد ، و ابو الحسن بن ابى على بن سيمجور بناحيت قاين مقيم بود و چون خبر هزيمت پدرش بدر طوس به دو رسيد به رى شد و باهتمام فخر الدّوله التجا ساخت و فخر الدوله دربارهء او ابواب إشفاق و إشبال تقديم فرمود و هر ماه پنجاه هزار درم بر سبيل مشاهره بنام او مطلق داشت و بمزيد كرامات و تشريفات و اقسام انعام و اصناف الطاف هر وقت مراعات مىكرد ، هم از جهت رعايت شرف ابوّت و هم از سبب اظهار مباهات بمثول مثل پسر سيمجور در خدمت او . و او مدتى پيش او در مفرش [ 4 ] عافيت و منزل رفاهيت روزگار گذرانيد تا نحوست طالع و شقاوت بخت او را از كنف امن و ساحت راحت در هاويهء محنت و حبالهء نقمت انداخت و سبب [ 5 ] ميلى كه بمنظورى مىداشت به نيسابور
هامش
[ 1 ] - شع ، صو : شرح داده آيد [ 2 ] - شع : يونس [ 3 ] - اس : برعشى . متن از شع و مب ( رك : تعليقات ) [ 4 ] - شع ، مب ، صو : در مفترش [ 5 ] - نسخ ديگر : و بسبب .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 144 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني