و اگر جان و مال و لشكر من در تعصّب و تغضّب از بهر حفظ مصالح و ضبط ممالك و اعانت اوليا و اهانت اعداء او بر باد خواهد آمد [ 1 ] جانب او فرونگذارم و با دشمنان دولت او در نسازم و هم از روى شرع و هم از طريق فتوّت دفع ضرر و عدوان و بغى و طغيان تو از ساحت ملك و حوزهء ملك او در ذمّت همّت من واجب است و نصّ قرآن مجيد بذكر آن وارد :
فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ
« 1 » .
ايلك خان چون اين جواب شنيد مستعدّ كار شد و تيرهاى يتاق بأقطار ممالك و منازل احياء ترك و قبايل حشم خويش فرستاد و لشكرى فراهم آورد كه كوه و هامون از آن به جوش آمد [ 2 ] و فضاى جهان از كثرت و جمعيّت ايشان تنگ شد ، شعر :
جيوش تضلّ البلق فى حجراتها * ترى الاكم فيها سجّدا للحوافر « 2 »
و ناصر الدّين به ملك نوح مسرعان دوانيد و گفت : تجشّم بايد فرمود و بر سبيل تعجيل نهضت بايد كرد تا بجواب خصم قيام نموده آيد ، چه حضور رايات ملك را دو فايده باشد : يكى آنكه اولياء دولت را بمشاهدهء [ 3 ] كريم قوّت دل و نشاط حركت و حرص ممانعت زيادت گردد . و دوّم آنكه خصم را از روعت ملك و
هامش
[ 1 ] - نسخ ديگر : خواهد شد
[ 2 ] - مب : از آن بر نتافت
[ 3 ] - چت ، چق : + جمال
( 1 ) فان بغت . . . : تمام آيه اين است :وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ. . . ( قرآن سورهء 49 « حجرات » آيهء 9 ) يعنى : و اگر دو گروه از گرويدگان با هم در افتند ، ميان ايشان آشتى سازيد ، اگر يكى از ايشان افزونى بر ديگرى جويد با وى جنگ كنيد تا آن كه به فرمان خداى باز گردد .
( 2 ) جيوش تضل . . . : لشكرهايى بود كه اسبان ابلق در نواحى و جوانب آن گم مىشدند و پشتهها گويى در مقابل پاهاى اسبان سجده مىكنند ( به سبب سخت كوبيدن پاها پشتهها از ميان مىروند و همواره مىشوند ) .