تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
ما مصروف است بمجاهدت كفّار ترك و هند و اظهار دعوت حق و نصرت كلمهء دين و قمع اهل شرك و عناد و قهر حزب فسق و فساد ، و نوح در واسطهء مملكت مرفّه گشته [ 1 ] و ارتفاعات خراسان و ما وراء النّهر بر معارف و ملاهى و ملاذّ و شهوات صرف مىكند ، نه اسلام را ازو مددى و نه در حفظ ثغرى ازو معاونتى ، لايق‌تر آنكه اين ولايت ازو خالى كنيم و ابواب المال آن بر اعوان دين و انصار اسلام و غزات و مرابطان كه در جملهء حشم ما منتظم‌اند مصروف داريم و ما را با يك ديگر حشمت برانداختن و بنياد خصومتى نهادن و اتباع خويش را در معرض خطرى آوردن كه مضرّت آن بما باز گردد و بفايدت آن ديگرى انتفاع نمايد از قضيّت حزم و منهاج رشد دور است و من خود از مقتضى دين و طريق ديانت روا ندارم كه [ 2 ] شمشيرى كه همه عمر بدان مجاهدت كرده‌ام و در ديار كفر بدان احتساب و اكتساب ثواب جسته در روى اهل اسلام كشم [ 3 ] و وزر و و بال آخرت اندوزم [ 4 ] مگر از سر ضرورتى و دفع مضرّتى كه رخصت شريعت بدان مقرون باشد ،
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ
« 1 » . ناصر الدّين جواب داد كه ملك نوح پادشاهى بزرگوار است و اسلاف او را بر كافّهء اهل اسلام حقوق فراوان ثابت ، و ملوك جهان و امراء اطراف همه صنايع دولت و ربايب نعمت خاندان قديم و دودمان كريم اواند و چون موالى و خدم او بر او بغى كردند و راه عناد پيش گرفتند بر من اعتماد كرد و به من اعتضاد نمود و من به خدمت و حفظ و حراست دولت و ممانعت از عرصهء مملكت او زبان داده‌ام و ملتزم شده ،
هامش
[ 1 ] - شع ، مب : نشسته . صو ، چت : نشسته است [ 2 ] - شع ، مب « كه » را ندارند [ 3 ] - شع ، مب : اسلام كشيدن [ 4 ] - شع ، مب : آخرت اندوختن ( 1 ) لئن بسطت . . . : ( پسر آدم به برادرش گفت : ) اگر دست خود را براى كشتن من دراز كنى من نه آنم كه به كشتنت دست دراز كنم ، من از خدا ، خداى جهانيان مىترسم .