تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
ابّهت سلطنت و هيبت چتر ميمون شكستگى و ضعف دل حاصل آيد . ملك نوح با وزير عبد اللّه غرير مشورت كرد و او بسبب نسبتى كه در مقدّمه ياد كرده آمده است مستشعر و هراسان بود ، ملك را گفت : ناصر الدين را لشكرى بى اندازه جمع است و ساز و تجمّلى فراوان و زينتى كامل ، و تزاحم حوادث و تراكم نوايب حضرت سلطنت را سازى لايق بنگذاشت ، غضاضتى تمام باشد مجاورت كسى كه در اهبت و عدّت پادشاهى بيشتر و بيشتر از ملك باشد ، طريق آنست كه كافّهء مماليك و امرا و معارف حضرت و عامّهء حشم به خدمت او پيوندند ، و فرموده آيد تا همگنان مطاوع و متابع رأى او باشند و ملك بعذرى تعلّل سازد و از حضور استعفا خواهد و حكم او در مباشرت آن كار و ملابست آن مهم مطلق گرداند . ملك نوح آن عشوه بخريد و بزرق و شعوذهء [ 1 ] او مغرور شد و برين موجب نامه به ناصر الدين نوشت و لشكر را به خدمت او فرستاد . ناصر الدين را وقوف افتاد كه سبب اين امتناع و تقاعد ، تغرير و تسويل ابن غريرست و مقصود او درين باب آن بو دست تا سعى ناصر الدين و استجماع لشكرها [ 2 ] و استكمال اسباب و مقاسات سفر و معانات خطر ضايع ماند . سيف الدّوله محمود را با بيست هزار سوار ترتيب داد و به بخارا فرستاد تا طوعا او كرها ملك نوح را به روى كار آرند و او را به اختيار خويش باز نگذارند و ابو نصر بن ابى زيد را بوزارت نامزد كرد و در صحبت اين لشكرها به بخارا فرستاد . عبد اللّه بن غرير چون ازين حال خبر يافت جهان برو تنگ شد و الفرار بقراب [ 3 ] اكيس « 1 »
هامش
[ 1 ] - مب : و شعبدهء [ 2 ] - مب ، شع : بو دست كه سعيى كه ناصر الدين كرده است در استجماع لشكر [ 3 ] - اس : بقرات ( ! ) چت : و ذو الفرار بقراب سيفه اكيس . ( 1 ) الفرار بقراب . . . : اين عبارت به همين صورت معنى روشن ندارد ، در نسخهء چت چنين است : « ذو الفرار بقراب سيفه اكيس » يعنى آن كه به غلاف شمشير خود فرار كند هوشيارتر و با كياست است ، مراد گريز از دشمن و شمشير را در غلاف گذاشتن است .