آمده ، و مىگويند : « اگر چه گناه ما بسيار است كرم ملك بيش است ، و اگر چه مجال عذر ما تنگ است عرصهء همّت و منّت پادشاه فراخ است . سزد كه از آنجا كه محتد كرم و عنصر پاك اوست كه كرامت
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ
« 1 » ارزانى دارد و از سر هفوات و عثرات ما بر خيزد و با سر رحمت و عاطفت آيد تا بندگان سر گشته با سر رشتهء خدمت آيند و تقصيرهاى گذشته را بخدمات پسنديده تدارك كنند .
چون اين رسالت ايراد كردند سفير فايق را بگرفتند و در مطمورهاى محبوس كردند [ 1 ] و رسول ابو على را بنواختند و بر وجهى جميل گسيل كردند و فرمودند كه ابو على حالى را به جرجانه [ 2 ] رود و آنجا مقيم باشد تا انديشهء تشريف [ 3 ] و ترتيب نانپارهء او بامضا رسد و نوشته به مأمون بن محمّد والى جرجانه [ 4 ] نوشتند تا مقدم او را مكرم دارد و باقامت مواجب و حوايج او قيام نمايد تا آنچه مقتضى راى باشد در حقّ او تقديم افتد .
فايق از الغاء كلمه و ردّ معذرت او و خطابى كه با سفير او رفت در خشم شد و دل بر آن نهاد كه از جيحون بگذرد و به ايلك خان التجا سازد و در اعداد خدم و حشم او منحصر شود ، ابو على را گفت : مقصود از ارسال تو بخطهء جرجانيه و التفاتى كه بجانب تو كردهاند تفريق ذات البين ما است [ 5 ] و آنكه سلسلهء اتّحاد و موافقت ما از هم فروگشايند ، و اگر به نظر بصيرت ملاحظه كنى و از خيانتى كه ما در اين ملك كردهايم
هامش
[ 1 ] - مب ، صو : مطمورهاى باز داشتند
[ 2 ] - مب ، صو ، چت : بجرجانيه
[ 3 ] - شع ، مب ، صو : تشريف و تدبير كار
[ 4 ] - مب ، صو ، چت : والى جرجانيه
[ 5 ] - نسخ ديگر : ذات البين است
( 1 ) لا تثريب . . . : تمام آيه اين است :قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ. ( قرآن سورهء 12 « يوسف » آيهء 92 ) يعنى يوسف گفت : بر شما سرزنش نيست امروز بيامرزد خداى شما را ، و او مهربانتر مهربانان است .